تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


شعار  

تو خورشیدی ولی غروب نداری/اهای فرهاد مجیدی
تو دریایی ولی ساحل نداری/اهای فرهاد مجیدی
تو تك ستاره ی فوتبال اسیایی/اهای فرهاد  مجیدی
تو بهترین شماره ی 7 اسیایی/اهای فرهاد مجیدی
امسال با گلهای تو قهرمانم/اهای فرهاد مجیدی
تو هم گل میزنی هم گل میسازی/اهای فرهاد مجیدی.

ادامه مطلب  

ای اهل عزا ماه محرم شده نزدیک...  

این حسین کيست که درقلب همه جا دارداین  همه عاشق دیوانه  و شیدا دارد
این حسین کيست که نام کرمش در دو سرااین چنین پیش خدا رتبهٔ اعلا دارد
این حسین کيست که از کشتن او چشم خدااشک خون از حرم عالم بالا دارد
این حسین کيست که در قتلگه کربُبَلارقص او در بر شمشیر تماشا دارد
این حسین کيست همان زینت دامان نبیازلب پاک نبی بوسهٔ زیبا دارد
این حسین کيست که در سلسلهٔ عرش خدااین همه از غم این داغ مُعَزّا دارد
@besalamtii

ادامه مطلب  

گاهی فقط خودتان را آرام کنید  

رفته بودم فروشگاه...یکی از این فروشگاه بزرگا،اسم نمیبرم تبلیغ نشه براش!یه پیرمرد با نوه اش اومده بود خرید.پسره هی ور ور و غرغر می کرد.پیرمرد می گفت: آروم باش فرهاد، آروم باش عزیزم!جلوی قفسه خوراکی ها، پسره خودشو زد زمین و داد و بیداد...پیرمرده گفت: آروم فرهاد جان،دیگه چیزی نمونده خرید تموم بشه.دَم صندوق پسره چرخ دستی رو کشید چنتا از جنسا افتاد رو زمین، پیرمرده باز گفت: فرهاد آروم!تموم شد، دیگه داریم میریم بیرون!من بسیار تعجب کرده بودم.بیرون رفت

ادامه مطلب  

دیالوگ های ماندگار  

‍ (http://axnegar.fahares.com/axnegar/3x6yjtEJeY7DGW/2268140.jpg) فرهاد: همیشه حواسم پرت بود... اما نه از تو... همیشه حواسم جمع تو بود گلی ! اسم تو آرومم میکرد... تو "الف" بودی، من "ی" !... " گیله گل ابتهاج" ، "فرهاد یِروان"گلی: اصن یادم نیست... عجیبه !فرهاد: هرچی تو دوس داشتی رو دوس داشتم... اون روز رو یادمه که خانم معلم پرسید: "هرکسی از چیه زمستون خوشش میاد ؟"... همایون خله گفت: از شیر سرد... لاله گفت: از دماغ هویجی آدم برفی... پانته آ گفت: از برف... یاسمن گفت: از هیچیش !... ناهید گفت: از سرما خو

ادامه مطلب  

شهادت امام حسین (ع)  

این حسین کيست که درقلب همه جا دارد
این  همه عاشق دیوانه  و شیدا دارداین حسین کيست که نام کرمش در دو سرا
این چنین پیش خدا رتبهٔ اعلا دارداین حسین کيست که از کشتن او چشم خدا
اشک خون از حرم عالم بالا دارداین حسین کيست که در قتلگه کربُبَلا
رقص او در بر شمشیر تماشا دارداین حسین کيست همان زینت دامان نبی
ازلب پاک نبی بوسهٔ زیبا دارداین حسین کيست که در سلسلهٔ عرش خدا
این همه  از  غم این داغ  مُعَزّا  دارد

ادامه مطلب  

سینه بی عشق مباد ...  

مهرورزان زمان های کهن
هرگز از خویش نگفتند سخن
که در آنجا که" تو" یی
بر نیاید دگر آواز از "من"!
ما هم این رسم کهن را بسپاریم به یاد
هر چه میل دل دوست،
بپذیریم به جان،
هر چه جز میل دل او ،
بسپاریم به باد!
آه !
باز این دل سرگشته من
یاد آن قصه شیرین افتاد:
بیستون بود و تمنای دو دوست.
آزمون بود و تماشای دو عشق.
در زمانی که چو کبک ،
خنده می زد " شیرین" ،
تیشه می زد "فرهاد"!
نه توان گفت به جانبازی فرهاد : افسوس،
نه توان کرد ز بیدردی "شیرین" فریاد .
کار "شیرین" به ج

ادامه مطلب  

دلتنگی...  

خدایا تو بهم بگو با دلتنگیش چیکارکنم...بهم بگو وقتی هیچ راهی ندارم جز گریه چی آرومم کنه...
چقدر باید نوشته هاشو بخونم صداهایی که واسه من توشون حرف زده گوش کنم خب خودشو میخواااام
دلم واسش تنگ شده... حتی جونه تکون خوردن هم ندارم...
دلم میخواد کنارت باشم آقایی...هنوز هیچی از اخرین حرف زدنمون نگذشته دلتنگتم...
وای پنج روز دیگه...
تا اونموقه...
شماها هم وقتی دلتنگید گریتون میگیره؟ همش به باهم بودناتون فکر میکنید به حرفاش...؟ آخ که چقد سخته کسی هم حالتو ندو

ادامه مطلب  

بیوگرافی و عکس های خانواده فرهاد آئیش سال 95 و 2016  

بیوگرافی و عکس های خانواده فرهاد آئیش سال 95 و 2016
گالری عکس ها و بیوگرافی کامل فرهاد آئیش بازیگر سینما و تلویزیون

فرهاد آئیش و همسرش مائده طهماسبی

فرهاد آئیش ، ‌‌ویشکا آسایش و حامد کمیلی در سریال پرده نشین
سریال پرده نشین
هدی پس از سال‌ها برای دریافت ارثیه پدری می‌آید اما برایش اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی ای رخ می‌دهد… در تندباد راه حادثه پیش آید…

فرهاد آئیش ، افسانه بایگان ، پژمان جمشیدی ، آزاده صمدی ، علی صادقی و بهنوش بختیاری در فیلم

ادامه مطلب  

سوپ جو با شیر و خامه :)  

+ یعنی رسما شاعر به صورت نامحسوس با خاک یکسان کرد فرهاد رو و البته که دل منو خنک کرد . اخ که من زَهلَم گِتمیش از این فرهاد پاکباز عاشق پیشه ! :)) 
" تیشه را بایست اول بر سر خسرو زدن / جوهر مردانگی در تیشه ی فرهاد نیست " 
+ خانوم مهندس روناک لطف کن به وبلاگت بفهمون که من وقتی میام توش اذیتم نکنه و دقم نده سر کامنت گذاشتن و تهشم فرستاده نشه ! :/ برگرد بلاگفا . :)
+ دارم فکر می کنم این بار به زور گردن بابا چه شرطی بندازم سر بازی با سوریه ! :) 
+ " ادم چشمش جاییه ک

ادامه مطلب  

پیاده روی های شبانه :))  

لم داده ام روی مبل نازنین راحتی و به قول رومینا جان ، میان عکس های اینستاگرام می چرم :)) چریدن به معنی واقعی کلمه. خیلی هم می چسبد. دوباره یکی از این بادهای خوشگل پاییز شروع به وزیدن می کند و صدای این بادزنگ جان من را در می آورد. آی حال می کنم با این صدا، آی کیف میدهد ، آی قشنگ است.
اصلا از نظر من کسانی که نزدیک در و پنجره هایشان بادزنگ ندارند تا با وزش باد صدایش درآید، نصف عمرشان بر فناااااست :))
یکی دیگر از قشنگ تر حس های دنیا می تواند این باشد که ما

ادامه مطلب  

جمال یار  

 
 
ای یار کمان ابرو چشم پیاله آیین تو چیست 
 
بردار نقاب چهره از جمال ، کابین تو چیست 
 
یارب این سرو پریچهره از خود بی خودم کرده 
 
این عکس کيست افتاده در آب ، نازنین تو چیست 
 
لحظه ای نگاه تو غم دنیا را از دلم می برد 
 
چشم حیران به نگاه خال ، مشکین تو چیست 
 
حذرم کردند از مستی چشمان خال لبت 
 
کو گوش شنیدن این صورت شیرین تو چیست 
 
شیوه فرهاد کوه کنی ،مجنون آواره بیابان
 
ای کرده حلقه در گردنم در آستین تو چیست 
 
سینه ات بوی عطر اسرار قرآن مبی

ادامه مطلب  

نتایج بازی های سه شنبه 95/3/25  

رده نوجوانان : نوین نوفرست 3  - سرخ پوشان  3
---------------------------------------------------------
رده آزاد :
م.م.ا کاسپین -   صنایع آلومینویم زرین   (نیمه تمام )
---------------------------------------------------------
کویر تایر 1  -  منطقه ویژه اقتصادی 2 
-------------------------------------------------------
داوران بازی های فوق  : فرهاد فرهاد پور- فرزاد عبدالهی-امیر سخاوتجو - امین یکه خانی
-------------------------------------------------------
رده پیشکسوتان :
شاهین بیرجند (ب) 2 - م.م.ا کاسپین 5
--------------------------------------------------------
رده آزاد :
م.آ.م مح

ادامه مطلب  

وصف حالمان  

حالمان بد نیست غم کم می خوریم /کم که نه! هر روز کم کم میخوریمآب می خواهم،‌سرابم می دهند /عشق می ورزم عذابم می دهندخود نمی دانم کجا رفتم به خواب /از چه بیدارم نکردی آفتاب؟
خنجری بر قلب بیمارم زدند/ بی گناه بودم و دارم زدنددشنه ای نامرد بر پشتم نشست / از غم نامردمی پشتم شکستسنگ را بستند و سگ آزاد شد / یک شبه بیداد آمد،‌داد شد
عشق آخر تیشه زد بر ریشه ام /تیشه زد بر ریشه ی اندیشه امعشق اگر اینست مرتد می شوم / خوب اگر اینست من بد می شوم
بس کن ای دل نابسام

ادامه مطلب  

فرهاد مجیدی ادعای بیرانوند را زیرسئوال برد  

دروازه بان ملی پوش پرسپولیس در مصاحبه امروز خود با ایسنا با اشاره به بازی فصل گذشته که از ترکیب زردپوشان برابر استقلال خط خورد، مدعی شده بود: واقعا دلیل بازی نکردنم را نمی‌دانم. من واقعا آماده بازی بودم. تنها دروازه‌بانی هم هستم که تا الان هیچ گلی از استقلال نخوردم. چه در دیدار مقابل استقلال و چه در دیدار مقابل پرسپولیس همیشه بهترین عملکرد را داشتم. من واقعا دوست داشتم در مقابل استقلال خودم را نشان بدهم.
 
دروازه بان موفق پرسپولیسی ها که از

ادامه مطلب  

1  

چیزی از نقطه صفرم یادم نمیاد ؛ جز موهوماتی درهم با عقب و جلو شدن تاریخ . برای همین دارم
برای تو می نویسم ؛ برای تو که هنوز نمی دونم اسمت رو چی بذارم .
می بینی ؟ اومدنت که دست خودت نبود اسمت رو هم من باید انتخاب کنم . پس خودت چی ؟
خودت چکاره ای پسرم ؟‌

ادامه مطلب  

رژه با پیش تَرُک !  

فرهاد افسر بسیار شوخ طبع بود . تو هنرستان با او هم مدرسه ­ای بودم . مقر بچه­ های بسیج دانش ­آموزی، در امامزاده محمد جبذر بود . مرحوم عبدالرحمن رحیمی که از بازنشستگان ارتش و انسان شوخی طبعی بود خادم امامزاده بود . شهیدان فرهاد، هادی نعمتی، محمد سلامی و دیگر دوستان هر وقت به امامزاده می­آمدند با هم سر به سر مرحوم عبدالرحمن می‌گذاشتتد .
یک روز در آستانۀ هفته دفاع مقدس، بچه ­ها داخل حیاط امامزاده تمرین رژه  می‌کردند . عبدالرحمن از دور تمرین رژۀ

ادامه مطلب  

فصل چهارم(پایانی). قسمت دوم  

نفس کم اورده آم. دیگر نمی توانم راه بروم و دلم میخواهد روی زمین دراز بکشم و به خواب بروم نه از جهت اینکه فقط خستگی در کنم بلکه نیاز داشتم کمی از دنیای واقعی که چون آوار روی سرم خراب شده بود فاصله بگیرم و چه بسا زمانی که بیدار شدم خودم را روی تختی ببینم که فرهاد دستانش را دور شانه های من حلقه کرده و یکتای کوچکم که هنوز تازه یک سال دارد در خواب می خندد که یادم میآید کسی به من می گفت که وقتی کودکی میخندد خواب فرشته ها را می بیند و بعد ها که خواهرم هم

ادامه مطلب  

عشق حسين به مناسبت ميلاد حضرت عباس(س)  

یا علی(ع) از عرش که را خوانده‌ایچشم به راه چه کسی مانده‌ایکيست که مولا شده بی‌خواب اوخیل ملائک همه بی‌تاب اوموعد میلاد چه کس امشب استکز قدمش گشته حسین تو مستیا علی(ع) امشب شب دیدار کيستکيست که عشق است و حسین(ع) تو نیستکيست که عالم همه حیران اوستعشق حسین(ع) تو تن و جان اوست

ادامه مطلب  

در سایه ی دوازده خلیفه  

شیعه - و اهل سنت - بر این باورند که پیامبر، بقا و عزت دین اسلام را تا روز قیامت در سایه دوازده خليفه پس از خود اعلام کرد. اهل سنت در معرفی این افراد ناتوان شدند؛ ولی نزد شیعه، این دوازده خليفه الهی معلوم و مشخصند. با بررسی تاریخ زندگی ایشان، متاسفانه «فشار حکومتهای ظلم» باعث شد "ولادت آخرین حجت الهی" همچون حضرت ابراهیم و موسی «مخفیانه» اتفاق افتد!

ادامه مطلب  

مجنون جلوم لنگ میندازه......  

اولین روزای عاشقی همه ادعای لیلی و مجنون/شیرین و فرهاد دارن...
دخترا میگن که از صد لیلی هم لیلی ترنو پسرا هم ادعاشون میاد مجنون جلوشون لنگ میندازه(این جمله رو خاص مخاطب خاصم گفتم,این جمله رو که یادته داودم؟!...)
اما.....
گذر زمان همه چیزو ثابت میکنه و حرف زبونو از حرف دل جدا میکنه...
اما تو بانوی من.....
تویی که گاهی از صداقت و عشق زیاد یادت میرود تویی که لیلی داستانی و اوست که باید مردانگی کندو مجنونت باشد...
فقط کافیست جایتان عوض شود تو مجنونش شوی و او

ادامه مطلب  

 

یه حسی دارم مثل حس اینکه به هیچ چیزی که میخوام نمیرسم ! 
تلاش زیادی میکنم خودمو دارم میکشم برای این رشته ی لعنتی ولی بازم کافی نیست !
امروز مدرسه نرفتم .. 
چندوقته ازشدت استرس زیاد معده ام دردمیکنه حالا بماند که درد قلبمم هست 
فقط امیدوارم مهم نباشند . . 
کلاس زبان این پنجشنبه تموم  میشه ومن دیگه تاهروقتی که کارم سبک تربشه قرار نیست برم چون واقعا اذیت میشم : / قطعا دلم تنگ میشه 
بهترین حس وقتیه که باهوای سرد ومزخرف میرم سوار اتوبوس میشم وهندزفر

ادامه مطلب  

 

ما ازوناییم که ده دقیقه آخردربی تلویزیون روشن میکنیم میبینیم عههههههه سه تا زدیم...اونم ده نفره...خخخخخخخخ
.
.
.
باشگاه استقلال از سازمان لیگ عاجزانه درخواست کرد:دربی به مدت ۸۰ دقیقه انجام بشه داورهم حق نداره کسی رو ازپرسپولیس اخراج کنه :/
.
.
.
دیالوگ فرهاد مجیدی با فامیل دور:فرهاد مجیدی :۴ تایی هافامیل دور :۶ بیشتره یا ۴فرهاد مجیدی :۶فامیل دور :من دیگه حرفی ندارم
.
.
.
-منزل آقای زاید? ببخشید با ایمون کار داشتم.-نیستش. رفته ۳ تا گل به استقلال بزنه بر

ادامه مطلب  

منارۀ دردسر ساز  

             عملیات والفجر8 شروع شده بود . حاج حسین قنبری مسئول ادوات گفت: « صادق آماده باش اول وقت وقتی هوا روشن شد باید بریم اون طرف اروند .» گفتم آماده­ ام . هوا تاریک و روشن بود که قنبری صدا زد: حرکت می­کنیم . با قایق از اروند عبور کردیم . آن سوی آب درگیری خیلی شدید بود . وارد سنگری شدیم تعدادی خوابیده بودند . گفتم : «بلند شید .» اما تکان نخوردند . خوب نگاه کردم دیدم چند عراقی هستند که به هلاکت رسیده­اند .
حاج داوود ملکوتی و نجف همتی، بچه ­های گردان

ادامه مطلب  

حال من!!!  

حال من بد نیست غم کم میخورم
کم که نه هر روز کم کم میخورم
آب می خواهم، سرابم می دهند
عشق می ورزم عذابم می دهند 
خود نمیدانم کجا رفتم به خواب 
از چه بیدارم نکردی آفتاب 
خنجری بر قلب بیمارم زدند 
بی گناهی بودم و دارم زدند
دشنه ای نامرد بر پشتم نشست 
از غم نامردمی پشتم شکست 
سنگ را بستند و سگ آزاد شد 
یک شبه بیداد آمد ، داد شد 
عشق آخر تیشه زد بر ریشه ام
تیشه زد بر ریشه اندیشه ام 
عشق اگر اینست مرتد می شوم
 خوب اگر این است من بد می‌شوم
 بس کن ای دل نا

ادامه مطلب  

نمرات امتحان دوم  

نام و نام خانوادگی                      نمره تئوری از 10.5          نمره عملی از 10      جمع کل از20.5
محمد اسماعیلی                         5.75                            5                                 10.5
محمد بهزادفر                              6.5                              5.5                              12
جاوید ترخان                                4                                 0                                 4
فرهاد خداب

ادامه مطلب  

زخم جان  

علیرضا میگه چند سال پیش حوالی تجریش جلوی یک شعبه بانک دیدم سارقی با مرد میانسالی درگیر شد و کیفش رو از دستش در آورد و پا به فرار گذاشت ، من که همیشه پی دردسر گشتن جزئی از سرشتم بوده با سارق درگیر شدم و نذاشتم فرار کنه ، در این ماجرا دست چپم بشدّت با تیغ موکت بری آقا دزده مجروح شد به شکلی که مدّتی وبال گردنم بود .
 مامور کلانتری منو برد به بیمارستان شهدای تجریش و پزشک جوانی مشغول بخیه زدن به دستم شد ،
پزشک جوان پرسید چکاره ایی ؟
گفتم افسر بازنشست

ادامه مطلب  

 

تو شهرزاد، قسمت شیشمش باباهه به فرهاد میگه: همیشه از وجود معشوق تو بدن عاشق جا میمونه
حتی اگه همدیگر و ترك كنن... و این بود كه بعد ٢٠ سال گریه افتاد وقتی یاد عشقش كرد
تو هیچوقت عاشق نبودی و خوشحالم برات
چون هیچوقت نفهمیدی وقتی دلم برات تنگ شده چه حسی دارم
وًچقدر منو بازی دادی
دلم برات تنگ شده...

ادامه مطلب  

غم بی مهری آنان که دلم می سوزند....  

 
غم ِ بی مهری ِ آنان که دلم می سوزند
آنچنان است که خون بر جگرم می دوزند
با ددآهنگ چه گویم سخن از زخمه ی عشق؟
که هماهنگ نشد لغلغه با نغمه ی عشق
هی بپرسند آنیمای تو کيست!
فرض اگر قحطی ِ دانستن و دانائی هست
به خدا اینهمه نیست!
.........
تیشه ی «بی تو سرودن» دستم
از سر دلتنگی
می تراشم سنگی
جوهرش : خون دلم
سوز: قلم
شاید این سنگ شود عاقبت از هستی و از نام و نشانِ ِ من علـَـم
نازنینا !
قفس ِ بی کسی و رنج ِ من آن دانه و آبی پُر داشت
که یهودای جفا در دل ِ عیسی انباش

ادامه مطلب  

جاذبه های تور دبی  

برج خليفه
دبی شهر آسمان خراش های عظیم است. برج خليفه یا برج دبی با ارتفاع هشتصد متر بلندترین ساختمان جهان و یکی از مهم ترین دیدنی های این شهر می باشد. این برج دارای صد و شصت و سه طبقه و اندازه آن دو برابر برج میلاد تهران است. در طبقات مختلف این برج مراکز خرید و مراکز تفریحی برای بازدیدکننده ها وجود دارد و در طبقه صد و بیست و چهار برج خليفه فضایی برای تماشای مناظر اطراف در نظر گرفته شده که بسیار جذاب و هیجان انگیز می باشد. آب نمای زیبای دبی و پارک

ادامه مطلب  

برگزاری نشست کتابخوان  

با سلام
دیروز نشست کتابخوان در کتابخانه مهتاب تشکیل شد وکتابهای شهید عشق نوشته احمد تورگوت،رد پای عشق نوشته مهدی محدثی،عقرب های کشتی بمبک نوشته فرهاد حسن زاده،رابعه نوشته فوادفاروقی معرفی شدند. وشرکت کنندگان در این نشست خلاصه ای از کتابهای فوق را ارائه دادند.

ادامه مطلب  

سروده سعدی در مورد معتصم  

نکته شایان توجه در فتح بغداد آن است که خواجه نصیرالدین طوسی نسبت به مخالفان هلاکو و مدافعان خليفه بسیار سختگیر شده بوده است تا بدان حد که به روایتی وقتی شنید سعدی شاعر شیراز در مرگ خليفه گفته بود:آسمان را حق بود گر خون ببارد بر زمین
بر زوال ملک مستعصم امیرالمومنین
ای محمد در قیامت گر بر آری سر زخاک
سر بر آر و این قیامت در میان خلق بین
سعدی را احضار کرد و به قولی او را چوب زد!
 
صاحب حماسه کویر ذیل ص گفته است به نظر من این ماجرا هیچ استبعاد ندارد.

ادامه مطلب  

انتهایه نامردی در حقه یک قهرمان  

سلام
امروز خیلی عصبی و با ناراحتی بسیار زیاد اومدم براتون پست بزارم
چندوقت پیش فک کنم همتون دیدین که فرهاد ظریف بازیکنی که 16 سال داره برا تیم ملی زحمت میکشه از لیست اعضامی به المپیک خط خورد در این مدته چند روز من خیلی ناراحت بودم و نتونستم براتون پست بزارم تا امروز .این انتهای بی انصافیه که میتونستن در حقه یه قهرمان بکنن . هممون میدونیم به خاطر دریافتایه خوب ظریف بود که دو ساله پیش سعید معروف بهترین پاسور لیگ جهانی شد هممون خیلی خوب میدونیم آ

ادامه مطلب  

یادی از أبي قحافة (پدر خلیفه اول)  

نقل است كه پدر أبو بكر هنگام وفات پیامبر در طائف بسر مى‏برد، و چون جریان بیعت با أبو بكر رخ داد نامه‏ اى به این عنوان براى پدرش فرستاد:
از جانشین و خليفه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله به أبو قحافه، أمّا بعد؛ مردم به خلافت من راضى شدند، و من از امروز خليفه خدایم، اگر به سوى من آنى براى شما بسیار خوشتر است.
چون أبو قحافه (پدر ابابکر) نامه را خواند به حامل نامه گفت: چرا علىّ را انتخاب نكردید؟ گفت:
او كم سنّ و سال بود و بسیارى از سران قریش و غیر آن

ادامه مطلب  

نگاهی بررمان"هرابال یعنی تمام کتابهای خمیرشدۀ دنیا"نوشتۀ نرگس مقدسیان/ رضا عابد  

مجلۀ عطرشالیزار/شماه 6
 
درابتدا لازم به ذکر است که متن پیش رو بر پایه ی نقد شفاهی اینجانب بر رمان "هرابال یعنی تمام کتابهای خمیر شده دنیا" شکل گرفته است که مورخ 13اسفند ماه نود و چهار در محل فانوس ادب البرز کرج با حضور نویسنده ی کتاب نرگس مقدسیان و جمعی از صاحبنظران و علاقمندان ادبیات انجام شد. این اثر سومین کتاب مقدسیان است؛ همانگونه که از نامش پیداست و در صفحه ی نخستین کتاب هم خودنمایی می کند به نوعی وامدار "بهومیل هرابال" و مضمون اثر او"تنها

ادامه مطلب  

توران میرهادی (خمارلو )  

 
ستاره‌ای درخشان از آسمان فرهنگ و ادبیات کشور آسمانی شد...
سیده توران میرهادی (خمارلو) (۱۳۰۶-۱۸ آبان ۱۳۹۵) استاد ادبیات کودکان، نویسنده و متخصص آموزش و پرورش یکی از شخصیت‌های برجستهٔ فرهنگی است که بیش از شصت سال در گسترهٔ آموزش و پرورش، فرهنگ کودکی و ادبیات کودکان کوشیده و در این روند یکی از چهره‌های تأثیرگذار سدهٔ کنونی ایران بوده است. در این راه او به همراه همسر و همراهش محسن خمارلو به مدت ۲۵ سال مجتمع آموزشی تجربی فرهاد یا مدرسه فرهاد ر

ادامه مطلب  

.  

من ازعاشق شدن بی بوسه های یارمیترسم
من ازعشقی که باشدآخرش دیوارمیترسم
همین امروز با دل میکنم عهدی که بعداز این
هم ازدلدادگانِ کوچه و بازارمیترسم
تو هم مانند من یک لحظه عاشق شو تصورکن
که ازبودن درون قلب بی مقدارمیترسم
نمیدانم کجای مشق ها را خط خطی کردم
که تا این حداز این شبهای کورو تارمیترسم
تو ازشرمی که درچشمان من پیداست میفهمی
که حتی از حروف واژه ی دیدارمیترسم
به پاکی نگاه عشق دارم اعتماد اما
هر ازگاهی هم از چشم خیانت بارمیترسم
نشانی نیست

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1