تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


 

روزمرگی 
روز مرگی 
تنها خاطره ی توست 
که لحظه ای مرا زنده می کند !
روزمرگی های تکراری و شب مردگی های طولانی 
ترس و ترس و سکوت 
تردید عبور و گنگ ناله ها
روزمرگی روزمرگی 
از یادم نرو ! 
نیاید تو را فراموش کنم 
تو تو تو خاکستری 
وهم بودنی !
 
شب هیچ فرشته ای ندارد 
فرشته ها صبح ها گوسفندها را به چرا میبرند و بعد ...
و بعد در خلوت دشت ها 
با گرگ ها هم بستر می شوند ! روی تخته سنگ های گرم آفتاب گرفته
و شب 
نئشه از تن بازگی ...لباس های زیر خود را روی طناب باد

ادامه مطلب  

ایام فاطمیه  

تو روضه ها می سوزیم        با نوحه های زهرا(س)
ایشالا که بمیریم               
همه برای زهرا(س)
برای عصمت خدا جا داره که
بمیریم
به یاد دود و شعله ها جا
داره که بمیریم
سینه زَنا ، من و شما جا داره که
بمیریم
ذکر فرشته ها همه  یا فاطمه(س)
یا فاطمه(س)
بگو چرا قدّت خمه  یا فاطمه(س)
یا فاطمه(س)
 
 
*با ناله های زهرا(س)    چه
محشری به پا بود
 میون دود و آتیش       به فکر
مرتضی بود
همش میگفت پسر عمو ، هستی من
فدایت
به ناله یا علی میگفت ، با درد
بی نهایت


ادامه مطلب  

ایام فاطمیه  

تو روضه ها می سوزیم        با نوحه های زهرا(س)
ایشالا که بمیریم               
همه برای زهرا(س)
برای عصمت خدا جا داره که
بمیریم
به یاد دود و شعله ها جا
داره که بمیریم
سینه زَنا ، من و شما جا داره که
بمیریم
ذکر فرشته ها همه  یا فاطمه(س)
یا فاطمه(س)
بگو چرا قدّت خمه  یا فاطمه(س)
یا فاطمه(س)
 
 
*با ناله های زهرا(س)    چه
محشری به پا بود
 میون دود و آتیش       به فکر
مرتضی بود
همش میگفت پسر عمو ، هستی من
فدایت
به ناله یا علی میگفت ، با درد
بی نهایت


ادامه مطلب  

اعمال رسولان 12  

1  و در آن زمان هیرودیسِ پادشاه، دستتطاول بر بعضی از کلیسا دراز کرد 2  و یعقوب برادر یوحنّا را به شمشیر کشت. 3  و چون دید که یهود را پسند افتاد، بر آن افزوده، پطرس را نیز گرفتار کرد و ایّام فطیر بود. 4  پس او را گرفته، در زندان انداخت و به چهار دسته رباعی سپاهیان سپرد که او را نگاهبانی کنند و اراده داشت که بعد از فِصَح او را برای قوم بیرون آوَرَد. 5  پس پطرس را در زندان نگاه می‌داشتند. امّا کلیسا بجهت او نزد خدا پیوسته دعا می‌کردند. 6  و در شب

ادامه مطلب  

دیشب 2 اسفند من و بی نام و نشون  

-زنم میشی؟ 
عروس ننم بشی
+نه
 
 
 
-وااای فک کن شب عروسیم من بشینم تو برقص واسم ،تو بشین من برقصم واست واای تو فرشته منی چقد خوشگل میرقصی.
+گل میزنی؟
-من عاشقتم،باهام ازدواج میکنی؟
+نه
-چرا از من بدت میاد؟
+از ازدواج بدم میاد :)
 
 
 
پ.ن۱:دلبر ؟ داری چیکار میکنی با خودت ؟
پ.ن۲:کله خراب ممنونم ک انقد ی موجود فهمیده ای هستی
پ.ن۳:حواصیل من هستمممم

ادامه مطلب  

پدافند مدیر عامل ...  

چند روز قبل، رفته بودم پیاده روی که یه لحظه تابلوی سردرِ یه سازمان، توجّهم رو جلب کرد:
روی تابلو نوشته بود: "معاونت مهندسی و پدافند غیر عامل".
آمممان از اونجاییکه اینجانب در خوندن مطالب کلاً خیلی دقّت میذول می نمایم همونطور که تند تند راه میرفتم، تابلو رو به این شکل خوندم : " معاونت مهندسی و پدافند مدیرعامل" !!!!
 
حالا از اون روز تا حالا دچار قولنج مغزی شدم که خدایا پدافند مدیرعامل چی میتونه باشه؟
............
بیست و پنج سال قبل، در چنین روزی، خدای مه

ادامه مطلب  

پدافند مدیر عامل ...  

چند روز قبل، رفته بودم پیاده روی که یه لحظه تابلوی سردرِ یه سازمان، توجّهم رو جلب کرد:
روی تابلو نوشته بود: "معاونت مهندسی و پدافند غیر عامل".
آمممان از اونجاییکه اینجانب در خوندن مطالب کلاً خیلی دقّت میذول می نمایم همونطور که تند تند راه میرفتم، تابلو رو به این شکل خوندم : " معاونت مهندسی و پدافند مدیرعامل" !!!!
 
حالا از اون روز تا حالا دچار قولنج مغزی شدم که خدایا پدافند مدیرعامل چی میتونه باشه؟
............
بیست و پنج سال قبل، در چنین روزی، خدای مه

ادامه مطلب  

دوست فرشته داشتن نعمته  

گاهی اونقدر از حرف پرم که نمی دونم از کجا شروع کنم به نوشتن...
دقیقا مثل وقتایی که یه عالمه کار دارم که روی هم جمع شدن و هی شروعشونو عقب می اندازم.چون نمیدونم کدومو اول انجام بدم...
حتما بعد امتحانام پستی با عنوان آدما چطور میتونن بد باشن مینویسم.
البته شاید به خاطر اینه که یه دوست فرشته دارم که هروقت حالم بده فقط کافیه بگم میخوام باهات درددل کنم.اونوقت خودش بلده چطور دورمونو خلوت کنه.بلده چطور منو به خرف بکشونه.و دقیقا میدونه باید چی جواب بده ت

ادامه مطلب  

دوست فرشته داشتن نعمته  

گاهی اونقدر از حرف پرم که نمی دونم از کجا شروع کنم به نوشتن...
دقیقا مثل وقتایی که یه عالمه کار دارم که روی هم جمع شدن و هی شروعشونو عقب می اندازم.چون نمیدونم کدومو اول انجام بدم...
حتما بعد امتحانام پستی با عنوان آدما چطور میتونن بد باشن مینویسم.
البته شاید به خاطر اینه که یه دوست فرشته دارم که هروقت حالم بده فقط کافیه بگم میخوام باهات درددل کنم.اونوقت خودش بلده چطور دورمونو خلوت کنه.بلده چطور منو به خرف بکشونه.و دقیقا میدونه باید چی جواب بده ت

ادامه مطلب  

يادم نميره هنو  

تولد من هیچوقت یادت نموند اما تولدت هیچوقت یادم نرفت
28اسفند روز توعه. ی تشکر بت بدهکارم 
ممنونتم برا همه اون روزایی ک تو بودی برام. اگ نبودی 
اگ نبودی چی میشد 
مث ی فرشته نجات یهو پرت شدی وسط روزای سخته اون سالها. 
سالها گذشته و من از تو بی خبر اما هیچوقت از یادم نرفت اینک کنارم وایسادی. 
ی روز یکی سر راهت قرار داده میشه.  همشو جبران میکنه ادم پاداش میگیره. 
 

ادامه مطلب  

 

فرشته ی من سلام
 
ارزوی من سلام
 
سلامی به گرمی آغوشمان که معتادش شدم
 
که هر لحظه آن رو میخواهم
 
فرشته ی من اگر چند روزی بخاطر کوتاهی من و بخاطر من زمینی شدی
 
 
و پرو بالت   خاکی شد و چندین جغد
 
 
و کرکس روی آنها نشستند من را ببخش
 
تقصیر من است که تو ....
 
مرگ برای من بهتر بود تا .....
 
ولی الان خوشحال تر از من نیست روی دنیا که تو مال منی
 
منی که تو را دارم
 
منی که تو مال منی
 
منی تو به آغوشم بازگشتی
 
منی تو را عاشقم
 
منی که تو زندگی منی
 
منی که

ادامه مطلب  

 

فرشته ی من سلام
 
ارزوی من سلام
 
سلامی به گرمی آغوشمان که معتادش شدم
 
که هر لحظه آن رو میخواهم
 
فرشته ی من اگر چند روزی بخاطر کوتاهی من و بخاطر من زمینی شدی
 
 
و پرو بالت   خاکی شد و چندین جغد
 
 
و کرکس روی آنها نشستند من را ببخش
 
تقصیر من است که تو ....
 
مرگ برای من بهتر بود تا .....
 
ولی الان خوشحال تر از من نیست روی دنیا که تو مال منی
 
منی که تو را دارم
 
منی که تو مال منی
 
منی تو به آغوشم بازگشتی
 
منی تو را عاشقم
 
منی که تو زندگی منی
 
منی که

ادامه مطلب  

عیسی مسیح چگونه متولد شد  

یک روز فرشته به مریم خبر داد که دارای پسری خواهی شد. که باید نام او را عیسی بگذاری او پسر حضرت اعلی نامیده خواهد شد. و سلطنت او جاودانی خواهد بود. این واقعه عبارت بود از پیشگویی اشعیا نبی که فرموده بود: باکره ای حامله شده خواهد زایید. بعدا عیسی در شهر کوچکی نزدیک اورشلیم بنام بیت لحم بدنیا امد. جایی که داوود هزار سال قبل بدنیا امد.  
تولد عیسی در بیت لحم توسط میکا نبی همچون اشعیا پیشگویی شده بود. اما تو ای بیت لحم گرچه در میان طوایف یهودا کوچکی، ا

ادامه مطلب  

خريد اولين تابلوي عكاسيم توسط محمدم  

به تصورات و تحلیل های دیگران اهمیت ندهید. دست هایتان را باز کنید و بلند بگویید:تو را دوست دارم!حالتان را خوب کنید و به آنها که باید بگویید، راحت بگویید! بیراهه نروید، کلمات اشتباه به کار نبرید، اصل مطلب را بگویید.بی دلیل چیزی را جایگزینش نکنید."تو را دوست دارم" شبیه هیچ چیز دیگری نیست!باور کنید صدای دست زدن فرشته ها را می شنوید، وقتی واقعاً به کسی که باید، می گویید:دوستت دارم محمدم

ادامه مطلب  

خريد اولين تابلوي عكاسيم توسط محمدم  

به تصورات و تحلیل های دیگران اهمیت ندهید. دست هایتان را باز کنید و بلند بگویید:تو را دوست دارم!حالتان را خوب کنید و به آنها که باید بگویید، راحت بگویید! بیراهه نروید، کلمات اشتباه به کار نبرید، اصل مطلب را بگویید.بی دلیل چیزی را جایگزینش نکنید."تو را دوست دارم" شبیه هیچ چیز دیگری نیست!باور کنید صدای دست زدن فرشته ها را می شنوید، وقتی واقعاً به کسی که باید، می گویید:دوستت دارم محمدم

ادامه مطلب  

322- تولدت مبارک همسر گل من  

امشب چه ناز دانه گلی در چمن رسید
گویی بساط عیش مداوم به من رسید
نور ستاره ای در شب تولدت
انگار که فرشته ای از ازل رسید
فرشته ی من تولدت مبارک
امروز تولد همسر تک منه، ورود به 29مین بهار زندگی رو بهت تبریک میگم. خوشحالم که به دنیا اومدی و شدی سنگ صبور من.
کسی که با تمام نداشته هام ساخت و پشتم ایستاد تا باعث پیشرفت زندگی مون بشه.
برای هزار هزار هزار مین بار تولدت رو تبریک میگم و شکر میکنم خدای عزوجل رو برای وجود نازنینت.
این هم یه کیک خوشگل پروانه ای

ادامه مطلب  

322- تولدت مبارک همسر گل من  

امشب چه ناز دانه گلی در چمن رسید
گویی بساط عیش مداوم به من رسید
نور ستاره ای در شب تولدت
انگار که فرشته ای از ازل رسید
فرشته ی من تولدت مبارک
امروز تولد همسر تک منه، ورود به 29مین بهار زندگی رو بهت تبریک میگم. خوشحالم که به دنیا اومدی و شدی سنگ صبور من.
کسی که با تمام نداشته هام ساخت و پشتم ایستاد تا باعث پیشرفت زندگی مون بشه.
برای هزار هزار هزار مین بار تولدت رو تبریک میگم و شکر میکنم خدای عزوجل رو برای وجود نازنینت.
این هم یه کیک خوشگل پروانه ای

ادامه مطلب  

به نام رازق  

روزها میگذرد درپی هم میگذرد اما نمیدانم چرا من نمیفهمم ؟
براستی چرا من وشما نمیفهمیم ؟
خداوند بزرگ انسان را برای چه افرید  ؟؟
خدا وند مهربان به هزاران دلیل انسان را
افرید .
انسان رافرید که اورا(خداوند بزرگ)سجده کند
تا از سجده کردن بنده اش دربرابرش لذت ببرد
پروردگاریگانه وقتی که گل بند اش رابدست
ملائکه ها داد تا که سرشت گل رابدهد وبنده را
خلق کند بسیار هیجان داشت که ای کاش بنده ام
زودتر تولد میشد ومن ازدیدنش لذت میبردم وپروردگار
به فرشته هایش

ادامه مطلب  

 

از امروز هرکی ازت پرسید حالت چطوره ؟ بگو عاااالی ام ... عالیم یعنی فرمان به کاینات, به زمین و زمان به همه ی دنیا به همه ی فرشته های عالم ... که ای خدا, ای آسمون, ای زمین, حال من باید عالی باشه ...حتی اگه بد بد بدم هستی بگو عالیم ...عالیم دروغ به خود نیست, عالیه فریب نیست, این یعنی چند ثانیه بعدش عالی می شی. . . با قدرت, مثبت اندیش باش ...قانون اندیشه ها یک قانون بسیار بسیار قدرتمنده .. فکر ما زندگی ما رو تغییر میده ... فکر های خوب و مثبت کنید ...نترسید, از همین ا

ادامه مطلب  

 

از امروز هرکی ازت پرسید حالت چطوره ؟ بگو عاااالی ام ... عالیم یعنی فرمان به کاینات, به زمین و زمان به همه ی دنیا به همه ی فرشته های عالم ... که ای خدا, ای آسمون, ای زمین, حال من باید عالی باشه ...حتی اگه بد بد بدم هستی بگو عالیم ...عالیم دروغ به خود نیست, عالیه فریب نیست, این یعنی چند ثانیه بعدش عالی می شی. . . با قدرت, مثبت اندیش باش ...قانون اندیشه ها یک قانون بسیار بسیار قدرتمنده .. فکر ما زندگی ما رو تغییر میده ... فکر های خوب و مثبت کنید ...نترسید, از همین ا

ادامه مطلب  

یا مهدی  

سه نفر بودند پای یك معامله. بازار نبود! مزایده بود.فقط سه نفر: فرشته، نفس، شیطان.معامله بر سر من بود، من بودم و فروشنده كه صاحب من بود و اسمش مهدی بود. گویا دیگر به دردش نمی خوردم. می خواست لقایم را به عطایم ببخشد.و من سر به زیر، هراسان فقط گوش سپرده بودم به مزایده!- به هیچ می خرمش!نفس بود. نفس من.- چرا به هیچ؟- آخر نبودش بهتر از بودش است. مدام گناه می كند و بعد هم با عذاب وجدان كوفتمان می كند. من می گویم یا رومی روم یا زنگی زنگ. یا سراغ گناه نرو یا درست

ادامه مطلب  

یا مهدی  

سه نفر بودند پای یك معامله. بازار نبود! مزایده بود.فقط سه نفر: فرشته، نفس، شیطان.معامله بر سر من بود، من بودم و فروشنده كه صاحب من بود و اسمش مهدی بود. گویا دیگر به دردش نمی خوردم. می خواست لقایم را به عطایم ببخشد.و من سر به زیر، هراسان فقط گوش سپرده بودم به مزایده!- به هیچ می خرمش!نفس بود. نفس من.- چرا به هیچ؟- آخر نبودش بهتر از بودش است. مدام گناه می كند و بعد هم با عذاب وجدان كوفتمان می كند. من می گویم یا رومی روم یا زنگی زنگ. یا سراغ گناه نرو یا درست

ادامه مطلب  

 

مگه می‌شه به چشمات فکر کنم و عاشق نمونم...
چه ساده دل کندی...
روزی چشمهام رو به یاد میاری... هر چند همه چی رو پاک کردی و سپردی به باد...
یه روزی کلمه‌ها رو به یاد میاری... هر چند بهشون فکر نمی‌کنی...
حس می‌کنم وقت‌هایی که بهم فکر میکنی...
رهام کردی تو این دنیای سرد... بی‌رحمانه...در حالی که می‌دیدی همه دنیای این آدمی... همه فکر و ذکرش... تو همه موقعیت‌ها باهات بود... وقت‌هایی که به شدیدترین شکل ناراحت بودی... وقتایی که خوشحال بودی... می‌دونستی این آدم تو

ادامه مطلب  

همانجا که مینویسم ، همانجا که نوشته میشوم ...  

جمعه رفتیم باغ ، خب اتفاق خاصی نیوفتاد ، البته چرا ، افروز خیلی مهربون تر شد باهام !! شنبه عربیو خراب کردم و همینطور زبانو ، امروز هم فک کنم زیستو گند زدم ، فردا هم طبق محاسباتم همه درسارو از دم برینم ، عجب هفته ی گندی ...
فقط این دوروزو برا دوشنبه و سه شنبه و چهارشنبه تحمل کردم ، اونم به خاطر فرشته تا بیادو باهاش حرف بزنم ،؛ قرار شده متنارو براش ببرم ، حس پرینت گرفتنشون نیست ، دلم دوستای جدید میخاد ، نیوش که همش با کیمیه ، کیمی هم همش با نیوشه ، من

ادامه مطلب  

همانجا که مینویسم ، همانجا که نوشته میشوم ...  

جمعه رفتیم باغ ، خب اتفاق خاصی نیوفتاد ، البته چرا ، افروز خیلی مهربون تر شد باهام !! شنبه عربیو خراب کردم و همینطور زبانو ، امروز هم فک کنم زیستو گند زدم ، فردا هم طبق محاسباتم همه درسارو از دم برینم ، عجب هفته ی گندی ...
فقط این دوروزو برا دوشنبه و سه شنبه و چهارشنبه تحمل کردم ، اونم به خاطر فرشته تا بیادو باهاش حرف بزنم ،؛ قرار شده متنارو براش ببرم ، حس پرینت گرفتنشون نیست ، دلم دوستای جدید میخاد ، نیوش که همش با کیمیه ، کیمی هم همش با نیوشه ، من

ادامه مطلب  

یکی از بهترین*بودن* های زندگیم  

خدا رو چه جوری شکر کنم که تو هستی؟
فرشته ی زندگانی
خدا همیشه مراقبت باشه
:-)
یه دنیا عزیزی
و خالصانه دوستت دارم
_به خاطر آدمایی‌که دوسم دارن و براشون مهم هستم دیگا درباره آدمایی که اذیتم میکنن حرفم نمیزنم!
درباره ی مثبت های زندگیمون بیشتر حرف بزنیم:-)
مثلا من از تو..
اگه تو نبودی من واسه کی گریه میکردم و توهم انقد خوب باشی که من آخرش با خنده از جام بلند بشم :-) و بعد گذروندن چند روز بعد با وجودت احساس خوبی داشته باشم
مرسی که هستی....تو یکی از بهترین *

ادامه مطلب  

شاید روزنه نوری ...  

 امروز شال و کلاه کردم و راهی شدم ... راهی جایی که فکر میکردم تنها جایی هست که به من کمک خواهد کرد برای حل کردن مشکلم ... واقعیتش بخوای همه حرفایی که باهم زدیم من میدونستم ... شاید لازم داشتم یه شخص بی طرفی این حرفارو بهم بزنه ... حالم خوب هستش ... دوست دارم فارغ باشم از همه قضاوت های بی جا ... میخوام فقط کاری رو که باید انجام بدم رو انجام بدم ... شاید امروز اون نوری که باید برام تابیده می شد پر رنگتر دیدم ... مطمینن خدا منو دیده ... شایدم اصلا باید بی خیال هم

ادامه مطلب  

شاید روزنه نوری ...  

 امروز شال و کلاه کردم و راهی شدم ... راهی جایی که فکر میکردم تنها جایی هست که به من کمک خواهد کرد برای حل کردن مشکلم ... واقعیتش بخوای همه حرفایی که باهم زدیم من میدونستم ... شاید لازم داشتم یه شخص بی طرفی این حرفارو بهم بزنه ... حالم خوب هستش ... دوست دارم فارغ باشم از همه قضاوت های بی جا ... میخوام فقط کاری رو که باید انجام بدم رو انجام بدم ... شاید امروز اون نوری که باید برام تابیده می شد پر رنگتر دیدم ... مطمینن خدا منو دیده ... شایدم اصلا باید بی خیال هم

ادامه مطلب  

تجاوز یک فیزیوتراپ و یک پرستار به ۲ زن بیمار  

تجاوز یک فیزیوتراپ و یک پرستار به ۲ زن بیمار: پرونده اتهامی دو مرد که به صورت جداگانه متهم به آزار و اذیت دو زن شده‌اند، در دادگاه کیفری استان تهران مورد رسیدگی قرار گرفت.
تجاوز فیزیوتراپ
 در اولین رسیدگی، پرونده آزار دختر عقب‌مانده که گفته شده از سوی پرستار پدرش در سال ٩٣ مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌ مورد بررسی قرار گرفت.
در پی شکایت زنی ٤٠ساله به نام فرانک، در کلانتری چهاردانگه، این پرونده به جریان افتاد. فرانک با مراجعه به پلیس از پرستا

ادامه مطلب  

خاطره f.s جان  

اول دبیرستان بودم كه احساس كمبود محبت شدید می كردم :(( امیر حسین و امیر علی تازه تخصص قبول شده بودن امیرعلی رفته بود اصفهان و امیرحسین تهران درس میخوند. مامان و بابا بیشتر وقتها بیمارستان بودن و امیرحسینم سرش خیلی شلوغ بود. همه ی اینا سبب شده بود حس كنم هیچ كس منو دوست نداره:(( این حس مزخرف باعث شده بود اون روی حیوان وفاودارم فعال بشه و پرخاشگر شده بودم.حرف هیچ كسم قبول نمی كردم. توی همین گیر وداد بود كه تولد یكی از دوستام شد. همه رو دعوت كرد رستو

ادامه مطلب  

خاطره f.s جان  

اول دبیرستان بودم كه احساس كمبود محبت شدید می كردم :(( امیر حسین و امیر علی تازه تخصص قبول شده بودن امیرعلی رفته بود اصفهان و امیرحسین تهران درس میخوند. مامان و بابا بیشتر وقتها بیمارستان بودن و امیرحسینم سرش خیلی شلوغ بود. همه ی اینا سبب شده بود حس كنم هیچ كس منو دوست نداره:(( این حس مزخرف باعث شده بود اون روی حیوان وفاودارم فعال بشه و پرخاشگر شده بودم.حرف هیچ كسم قبول نمی كردم. توی همین گیر وداد بود كه تولد یكی از دوستام شد. همه رو دعوت كرد رستو

ادامه مطلب  

اولین نمازی که خواندم...  

اوّلین نمازی که خواندم،اوّلین باری که الفبای زندگی را در درگاه خدا به جای آوردم و اوّلین باری که
قلبم برای معبود بی نیاز تپید را به یاد دارم.
    در روزی که باید نه سالگی ام را جشن می گرفتم با آوای چکاوک ها و بلبلان برخاستم، پنجره را باز
کردم، سپیده هنوز به طبیعت سلام نکرده بود و ماه هم هنوز همانند چلچراغی در آسمان می درخشید، محو
 در قندیل های آسمان بودم که نسیم، بانگ دلنشین اذان را همراه با عطر اقاقیا به من هدیه داد. حال غریبی
 را در خود احساس

ادامه مطلب  

اولین نمازی که خواندم...  

اوّلین نمازی که خواندم،اوّلین باری که الفبای زندگی را در درگاه خدا به جای آوردم و اوّلین باری که
قلبم برای معبود بی نیاز تپید را به یاد دارم.
    در روزی که باید نه سالگی ام را جشن می گرفتم با آوای چکاوک ها و بلبلان برخاستم، پنجره را باز
کردم، سپیده هنوز به طبیعت سلام نکرده بود و ماه هم هنوز همانند چلچراغی در آسمان می درخشید، محو
 در قندیل های آسمان بودم که نسیم، بانگ دلنشین اذان را همراه با عطر اقاقیا به من هدیه داد. حال غریبی
 را در خود احساس

ادامه مطلب  

تقدیم به اذریای خوشگل و باوقار(تولدتون مبارک)  

شخصیت اذریا زیاد هستن ولی خب من اونایی رو ک فک میکنم بهتون
میاد رو گذاشتم!
زنهای متولد آذر فرشته ان آره! واقعا فرشته ان.. مثل همون فرشته مهربونی که همه ما تو قصه ها می خونیم .... که جنس مهربونیش از جنس مهربونیه خداست.. ولی فراموش نکن اگه روزی قلبشو بشکونی..اذیتش کنی..یا احساسشو ببینیو بی تفاوت رد شی... چهره دیگه ای ازش می بینی که اصلا نه واست آشناست نه خوشایند..! نمی گم مثل شیطان! نه! جون اینقدر قلب بزرگی داره که باز هم می بخشه و در کنارت میمونه.. ولی ه

ادامه مطلب  

نخستین تولد مادرانه ی من  

 
نخستین زادروز مادرانه ی من است،
 
و من به خودم تبریک گفتم،
به خودم که امسال یک فرشته ی کوچک در آغوش دارم که باوجودش تمام ناملایمات  گذشته را به فراموشی سپرده ام، 
خداوندا به خاطر نعمت وجودش سپاس ،
در شب تولدم آرزو میکنم تمام کسانی که آرزوی فرزند سالم وصالح دارند به خواسته ی خود برسند،
و برای  پسرم، برادر زاده هایم و کلا تمام بچه های پاک و معصوم دنیا آرزوی سعادت و سلامت و لبخند دارم.چون حق طبیعی  آنهاست. آمین ای مهربان ترین مهربانان. 
 

ادامه مطلب  

نخستین تولد مادرانه ی من  

 
نخستین زادروز مادرانه ی من است،
 
و من به خودم تبریک گفتم،
به خودم که امسال یک فرشته ی کوچک در آغوش دارم که باوجودش تمام ناملایمات  گذشته را به فراموشی سپرده ام، 
خداوندا به خاطر نعمت وجودش سپاس ،
در شب تولدم آرزو میکنم تمام کسانی که آرزوی فرزند سالم وصالح دارند به خواسته ی خود برسند،
و برای  پسرم، برادر زاده هایم و کلا تمام بچه های پاک و معصوم دنیا آرزوی سعادت و سلامت و لبخند دارم.چون حق طبیعی  آنهاست. آمین ای مهربان ترین مهربانان. 
 

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1