تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


از دست دادن  

امسال همه چیزمو از دست دادم . . .
فرشته بزرگترین و مهمترینشون بود . . .
بعد جواز تدریس نقشه خوانیم رو . . .
بعد جواز تدریس کوهپیماییم رو . . .
البته دوره بازآموزی کوهپیمایی رو خودم نرفتم . . .
چون نمیتونستم با فرشته رودررو بشم . . .
اگه می دیدمش دوباره شروع می کردیم باهم . . .
و این یعنی ادامه اذیت و آزار فرشته . . .
روز دوم بازآموزی رفته بودم عظیمیه . . .
همین جمعه گذشته بود . . .

ادامه مطلب  

ترانه صد و ده : تنهايى هاى من  

صبحها هفت صبح بلند میشم دختر جانم را راهى مدرسه مى كنم ... به اتاقم بر مى گردم ولى معمولا خوابم نمى برد چرخى توى تلگرام و اینستاگرام میزنم هنوز چند دقیقه نگذشته فرشته كوچولوم بیدار میشه و آواز  دٓ دٓ سر میده ... یعنى وقتشه دیگه بلند بشم صبحانه فرشته و خودم رو راست و ریست مى كنم سخنرانى رو توى آیپد دانلود مى كنم و در حین كارام گوش مى كنم .... فرشته با خودش مشغوله ...صداش مى كنم میاد و غذاش رو بهش میدم ، بعدم صبحانه خودم رو مى خورم .... تازه هشت و نیم صبحه

ادامه مطلب  

❤به افتخار مادر❤  

مادر نابینا كنار تخت پسرش در شفاخانه نشسته بود و مى گریست... فرشته ى فرود آمد و رو به طرف مادر گفت: اى مادر من از جانب خدا آمده ام. رحمت خدا بر آن است كه فقط یكى از آرزو هاى ترا براورده سازد، بگو از خدا چه مى خواهـى؟  مادر رو به فرشته كرد و گفت: از خدا مى خواهم تا پسرم را شِفا دهد. فرشته گفت: پشیمان نمى شوى؟  مادر پاسخ داد: نه! فرشته گفت: اینك پسرت شِفا یافت ولى تو مى توانستى بینایى چشمان خود را از خدا بخواهى... مادر لبخند زد و گفت تو درك نمى كنى!  * سال

ادامه مطلب  

سفر به شمال  

کلاسا دو هفته تعطیل شد. هیچ کیم نبود آویزون شیم بریم کپورچال. خیلی دوس داشتم برم. دوست داشتم فرشته هم بره سر مزار مامانش. این شد که پولای گندم رو برداشتیم و با آژانس اومدیم. و چه خوب شد که اومدیم.خونه میموندیم احتمال افسردگی فرشته بالا بود. تا اینجای سفر که خوب بوده خداروشکر. مخصوصا از نظر غذا. اردک ماهی، مرغابی. د بترکسم. 

ادامه مطلب  

تولد تولد تولدت مبارک!!  

سلام فرشته ی روی زمینم. سلام ماه من. سلام خانوم خوشگلم سلام زندگیم. سلام معنا دهنده ب زندگیم. سلام عشق دهنده ب وجودم. سلام بهترین کسم. سلام خانوم خوشگلم. سلام فاطمه ی من
از وقتی ک یه فرشته از فرشته ی تو آسمونا کم شد و تو اومدی پایین یه وظیفه رو دوشت گذاشته شد. هر چند سقوط فرشته از آسمونا خیلی سخته ولی تو اینو بخاطر من تحمل کردی عشقم تا ب وظیفت برسی
وظیفه ی تو عاشق کردن من بود. الان من عاشق توام. هیچی رو ندیدم و نمیبینم جز تورو فاطمه ی من.ممنونم ک این

ادامه مطلب  

 

یه دختره با بچش اومد کنارم
بلند شدم رفتم اونور
قبلن ایتقد حسود نبودم
چرا بودی هم حسود هم بخیل هم از خود راضی هم
 
کتاب دیدار با فرشتگان رو صوتی میگوشم
شاید فرجی شد
راستی یه وب  هست میگه
فرشته ها و مراقب ها هستن که بهموم پیام میدن یا صداشونو میشنویم
ولی اون یارو فقط میگه
 فرشته ها برای من وشما نمیان اینا جن هستند

ادامه مطلب  

معرفی کتاب کودک و محرم  

سلام
پنجم ماه صفر،سالروز شهادت رقیه کوچولوی امام حسین(ع) است.
و این پست هم مربوط می شه به کتاب های مرتبط در همین زمینه، که امیدوارم مورد استفاده قرار بگیره.
شاعر این کتاب:محمد کامرانی اقدام هست و تصویر گر اون:لیلا بابا خانی  و انتشارات حدیث نینوا
توی این کتاب یه کبوتری توی کربلا پرواز می کنه  و مشاهدات خودش رو می گه، مثلا:
منم کبوتری رها
تو حرم امام حسین
همیشه پرواز می کنم 
تو راه بین الحرمین...
برادر امام حسین
خیلی عزیزه واسه او
از تو حرم هنوز

ادامه مطلب  

شعر تولدت مبارک  

تولدت مبارک
فرشته های آسمونی دلشون شکسته بود /دوستشون آخه کوله بارش رو بسته بود/
بال و پرش نای رفتن نداشت واسه گشتن /واسه پر زدن تو اوج رفتن و برگشتن/از شبا تا صبح روماه تاب خوردنا /از بازی بهاری واسه معبودش دلبردنا /می خواست بره تصمیمش رو گرفته بود /
از دلتنگی های شبونه تا صبح نخفته بود /نزد پروردگار رفت واسه درخواستی /خدا خواستشو رد کرد نکردش باز خواستی/خدا گفت رو زمین نامرد شیطون صفت زیاده /پشیمون شده هر فرشته که دل به اون رو داده
/فرشته سماج

ادامه مطلب  

داستان جالب و عبرت آموز  

دو فرشته مسافر، برای گذراندن شب، در خانه یک خانواده ثروتمند فرود آمدنداین خانواده رفتار نامناسبی داشتند و دو فرشته را به مهمانخانه مجللشان راه ندادند،بلکه زیرزمین سرد خانه را در اختیار آنها گذاشتند
فرشته پیر در دیوار زیر زمین شکافی دید و آن را تعمیر کرد. وقتی که فرشتهجوان از او پرسید چرا چنین کاری کرده، او پاسخ داد:" همه امور بدان گونهکه می نمایند نیستند."شب بعد، این دو فرشته به منزل یک خانواده فقیر ولیبسیار مهمان نواز رفتند.بعد از خوردن غذ

ادامه مطلب  

ارزش عفاف و پاکدامنی....  

? نهج البلاغه /حکمت 474 ?
? ( اخلاقی) ?
? ارزش عفت و پاکدامنی ؟..
 
? مَاالمُجاهِدَ الشهید فی سَبیلُ اللهُ بُاَعظَمَ اَجرَا" مِمَّن قَدّرَ فَعَفَ لَکادَ الضّعیفُ اَن یَکونُ مَلُکَا" مُنَ المَلائُکَة ?
 
? پاداش مجاهد شهید در راه خدا ،بزرگتر از پاداش عفیف پاکدامنی نیست که قدرت گناه دارد و آلوده نمی گردد . همانا عفیف پاکدامن فرشته ای از فرشته هاست. ?

ادامه مطلب  

تو فرشته ای ...  

خیلی خوشحالم از اینکه تو به دنیا اومدی تو
 
دنیا فهمید که تو انگار نیمه ی گمشدمی تو
 
زندگی خیلی خوبه چون که خدا تورو داده
 
روز تولدت برام فرشته ش رو فرستاده
 
خدا مهربونی کرد تورو سپرد دست خودم
 
دستتو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
 
اورده دنیا یه دونه،اون یدونه پیش منه
 
خدا فرشته هاشو که نمیسپاره دست همه
 
تو نمیومدی پیشم من عاشق کی میشدم
 
به خاطر اومدنت یه دنیا ممنون توام...

ادامه مطلب  

ترانه صد وسيزده :همبازى  

پس از گذشت حدودا یك سال از آمدن فرشته و زیر نظر گرفتن مهربان جانمان و البته كمى ریز شدن در رفتارها و كلا شنیده هاى خواهر و برادران دور و برم به این نتیجه رسیدم كه " یكى دیگه بیار با هم همبازى بشن " دروغترین حرف دنیاست !! حالا به غیر از چند تا استثنا كه مى تونه وجود داشته باشه ... 
بچه هایى كه توى خونه با هم بزرگ میشن تمایل زیادى به بازى كردن با هم ندارن و بیشتر دوست دارن با یه همبازى دیگه به غیر از خواهر یا برادرشون بازى كنن !! تازه وقتى نفر سوم یا چها

ادامه مطلب  

نقل محافل  

فعلا نقل محافلی. خانما واسه بغل کردنت تو صف وایمیسن. منم همش باید نگران باشم بچه هاشون بهت دست نزنن. یا سرما نخورده باشن. مخصوصا خونه خاله مامانت. از خدا کمک میخوام. یه آیه تو قرآن هست که خیلی دوسش دارم، تو هم حفظش کن.
لهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُوْنَهُ مِنْ أَمْرِ اللهِ
سوره رعد آیه یازده
یعنی خدا برای ما فرشته هایی رو قرار داده تا از ما مراقبت کنن
خیلی از اتفاقارو همین فرشته ها به دستور خدا از ما دور می

ادامه مطلب  

74.  

خوب حسیست که خودتان جفتید و همه چیزتان جور.خوب حسیست که سرت را روی شانه اش میگذاری و لپ راستت هم سرخ سرخ است.خوب حسیست که من تو را عاشقم و تو مرا شاید. خوب حسیست که دو تا فرشته ی واقعی داریم.دوتا فرشته که یکی پادشاه کوه هاست و آن یکی ملکه ی دریاها ملکه ی باران!خوب حسیست که بازهم شهریور آمده بود فقط برای تو.تو عمیقا در دل شهریوری،تو زاده ی شهریوری،تو شهریور بود که عاشق شدی،عروس شهریور شدی،و اکنون شهریور با دعوت انار هایش میخواهد برایتان سقفی بسا

ادامه مطلب  

فرشته از تهران  

مجموعه داستان «فرشته از تهران» نوشته مژده الفت روز جمعه ۱۰ اردیبهشت در موسسه هفت اقیلم رونمایی می‌شود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری هفت اقلیم، مجموعه داستان «فرشته از تهران» نوشته مژده الفت روز جمعه ۱۰ اردیبهشت در موسسه هفت اقلیم رونمایی می‌شود.
در این مراسم حسین جاوید و فریبا حاج دایی به عنوان منتقد حضور داشته و درباره داستان های این کتاب سخنرانی خواهند کرد. مجموعه داستان «فرشته از تهران» دومین اثر از م

ادامه مطلب  

تولد مبارک فرشته ی کوچیک من  

محمدرضا جان
سلام. یکم دیر کردم برای تبریک تولدت. ولی خب میخواستم مزاحمت نشم و این دوروز اثری ازم نباشه. 
نمیخواستم جمعی که برای خانواده تو هست رو به هم بزنم عزیزم
پسر عزیزم. محمد کوچیکم. میدونم هنوز میتونی حضور فرشته هایی که بهت تبریک گفتن رو حس کنی. نوازش بالهاشون هر شب وقتی میخوابی و بیدار میشی
تمام دعاهایی که همیشه برای سلامتیت دارم رو به امانت خدا برات روان میکنم
هیچوقت نمیخونی چی برات نوشتم. نمیدونی چه حسرتی هست وقتی دستای خالیم از آغوش

ادامه مطلب  

خدای لیلی ها...اینگونه میگوید  

 
 اصولا زنها "خر" نمیشن "عاشق" میشن…. هر وقت درک و فهمت به جایی رسید که روی "احساس" زن ها اسم "خریت" نذاری …. میتونی به خودت بگی "مرد" وقتی خدا زن را می آفرید در روز ششم تا دیر وقت کار میکرد. فرشته ای اومد و پرسید:چرا انقدر روی این یکی وقت میگذاری؟ خدا پاسخ داد:میدونی چه خصوصیاتی در نظر گرفتم تا درستش کنم؟ باید بیش از٢٠٠ قسمت قابل حرکت داشته باشه,ازهمه جور غذا استفاده کنه,وقتی بیمار میشه,خودش خودش رو معالجه کنه,١٨ساعت در روز بتونه کار کنه هم زمان

ادامه مطلب  

 

دیشب رفتیم خونه مادر شوهر چون پدر شوهرم رفته جنوب و مادر شوهر گرام هم تنها بودن، مادر شوهرم بد نیس خوبه اما بعضی وقتا ...
مادر شوهره دیگه، چیکارش میشه کرد... 
اغا منو رضا و فرشته(مادر شوهر)نشسته بودیمو داشتیم عکسایه بچه گی هایه رضا رو میدیدیم،(اخه اونا ذوق دارن که حسین به رضا رفته) اما بیشتریا میگن به من رفته.به نظر خودم که شبیه هردومونه قاطی داره خخخخ.هیچی دیگه نشسته بودیم داشتیم میدیدیم ، که فرشته گفت:خدااااا دماغو دهنش که کپه رضاست فداش بشمم

ادامه مطلب  

ايران كتاب مي خواند و ما روي بال فرشته ها كتاب خوانديم.  

همزمان با هفته كتاب و كتابخوانی و به مناسبت گرامیداشت این هفته با كسب مجوز از اداره بهزیستی شهرستان، مربیان مركز شماره یك اورمیه در یكی از مراكز پرورشگاهی اداره بهزیستی حاضر شدند .
معرفی كانون و فعالیتهای كانون، معرفی كتاب با استفاده از طرح دیواری سیار ، قصه گویی داستان كوراوغلو ( بدون ابزار ) توسط مسئول مركز شماره یك -ساسان نجفی-و اهداء هدایا به این فرشته های زمینی  از فعالیت های انجام شده در این مركز بود.
این دیدار در راستای برنامه های هفت

ادامه مطلب  

HAPPY BIRTH DAY  

صدآی یک پروآز 
فرود یک فرشته
آغآز یک معرآج
و شروع یک زندگی
فرشته من زمینی شدنت مبآرک
 
روزی که به دنیآ آمدی هرگز نمیدآنستی زمآنی خوآهد رسید که آرآمش بخش روح و روآن کسی هستی که بآ بودن تو دنیآ برآیش زیبآ تر است.
بهآنه زندگیم تولدت مبآرک

ادامه مطلب  

77  

 
کاش من فرشته ی آرزو ها بودم! شبیه افسانه ها و کارتون ها ؛ یه چوب دستی صورتی داشتم با یه حفت بال سفید. یهو وسط زندگیت ظاهر میشدم ، درست وقتی که کاملا نا امید شدی ، بعد ازت میپرسیدم: چی حال دلت رو خوب میکنه؟ میگفتی و با یه اجی مجی لا ترجی برات ظاهرش میکردم ...

ادامه مطلب  

خواب فرشته  

دیشب خواب فرشته رو دیدم . . .
البته اولش خواب بود . . .
تبدیل به کابوس شد . . .
روایت خواب:
... نمیدونم از کجا میومد
... رفته بودم دنبالش
... با موتور ، طبق همیشه
... کوله پشتی داشت
... حس توی خواب حسی بود که انگار بعد از مدت ها هم رو می دیدیم
... با گوشیش ور می رفت
... یه دفعه دیدم داره یه چیزایی رو پاک می کنه
... گوشیشو ازش گرفتم
... رفتم تا ته لیست پیام ها
... دیدم بله ، با همون معشوقش پیام رد و بدل کرده
... گوشیشو گذاشتم تو جیب چپم و راه افتادیم
... تو خونه خواهرم خوابید

ادامه مطلب  

اولین برف  

امروز ۲.۹.۹۵ هست و صبح که ساعت ۷ بیدار شدم برم دستشویی از پنجره اتاق دیدم داره برف میاد وای خیلی قشنگ بود بابایی صدا کردم و اومد کنارم و یکمی برف تماشا کردیم.این اولین برفی بود که تو.تو دلم بودی وای دوست داریم فرشته کوچولو ما

ادامه مطلب  

فطرس ملک  

فطرس یا فطروس یا پتروس ملک به اعتقاد مسلمانان نام فرشته‎ای بوده است که شفا یافتن او در خرائج راوندی نقل شده است. به اعتقاد مسلمانان هنگامی که حسین متولد شد خداوند به جبرئیلفرمان داد با گروه بسیار از فرشتگان به حضور محمد آیند و به او تبریک بگویند. جبرئیل در مسیر فرود از آسمان به زمین فرشته‌ای به نام فطرس را دید که در جزیره‌ای افتاده (خداوند فطرس را مامور کاری می‌کند و او در آن کار کندی کرده و در نتیجه به کیفر شکست بالهایش گرفتار شده است

ادامه مطلب  

منصور قیامت: ✅چهار حکایت کوتاه اما تاثیر گذار:  

۱-از کاسبی پرسیدند:
چگونه در این کوچه پرت و بی عابر کسب روزی میکنی؟! گفت: آن خدایی که فرشته مرگش مرا در هر سوراخی که باشم پیدا میکند،چگونه فرشته روزی اش مرا گم میکند.

ادامه مطلب  

جک 21  

مادر شوهر کیست؟......مادر شوهر فرشته زمینی ست

ادامه مطلب  

ترانه صد و دوازده : خيلى فانتزى !!  

خیلى دلم مى خواد بعد از راه انداختن مهربان و راهى كردنش به مدرسه ، فرشته كوچولوم رو حاضر كنم و با هم بزنیم بیرون .... یه دورى بزنیم و یه هوایى بخوریم، یه خریدى بكنیم و با روحیه و پر از انرژی برگردیم خونه ! گل خریدن رو جا انداختم !! یه دسته گل خوشگل هم براى خودم بخرم .... بیام خونه گلدون خوشگلم رو پر آب كنم و گلهام رو بچینم ... به گلدونام آب بدم .... یه دست و روى به سر خونه بكشم بعدشم روى صندلى راحتیم بشینم و در حال تاب خوردن یه كتاب قشنگ بخونم و فنجون نسكا

ادامه مطلب  

جمع خوانی کتاب: فصل پنجم سکوت در کتابخانه ی عمومی سعدی دهلران  

 
 
کتاب فصل پنجم سکوت دربخش کودک با حضور جمعی از کودکان، توسط کتابدار بخش کودک به صورت جمع خوانی در کتابخانه عمومی سعدی دهلران برگزار گردید.
رمان «فصل پنجم سکوت» برای گروه‌های سنی «د» و «ه» به قلم «محمدرضا بایرامی» نوشته شده و به بیان ماجرای پسر نوجوانی به نام مرتضی که ناخواسته درگیر اتقاقات مهم سیاسی می‌شود پرداخته است.
 
«مرتضی» پسر هفده ساله و ملقب به «مرتضی گاری» است که در جنوب شهر در منطقه فقیرنشین به اتفاق پدر و مادرش زندگی می‌کند.

ادامه مطلب  

من و قلبم  

سلام
می دونم که حتی یکبار هم  نیومدی و صفحه منو نخوندی خیلی سخته یبار بیای
من که دست از تو کشیدم
من که دیگه  خودمو کنار کشیدم
حداقل بیا درد منو بخون
بی وفا
دوست عزیز   م
قلبم
با توام
سوء تفاهم نشه
من و قلبم با هم دوستیم
با اون دوتا فرشته که رو شونه راست و چپم میشینن
هر روز کلی با هم حرف می زنیم خخخخخخخخخخخخ
 

ادامه مطلب  

کل یوم عاشورا...  

باز هم از راه رسید.ماه خدا محرم
دل پراز آه رسید جامع سیه سوی تن
حال وحصال عاشقابوی محرم میگیره.
نفس فرشته ها از این همه غم میمیره
شب اول محرم سوی مسجد که میری
یاد عاشورای ۸۸ از اون باور میمیری
یادته تو عاشورا بزن وبرقص اهرمن
چه جو ری سوزوند وجود وشد یه داغ بی امن
آره بیدار شویم هر روزمون محرمه
اگه راه حق نباشه روزهامون جهنمه.
مهدیا[ع]داریم میسوزیم تو محرم همه جوش
تو ظهوری آقاجون تا دشمنا بشن خموش...
 

ادامه مطلب  

این نیز بگذرد  

دوست جان میگفت یادت رفته مدیریت بحران؟ سیما خودت را جمع کن. راست میگفت. این نیز بگذرد. خدایا بابت تمام نعمتهات از همه مهمتر این که د،هرشرایطی میخندم شکر. فسقل دیگرخانم شده و همچنان به بعضی کارهایش میخندیم . داشتن یک فرشته درخانه چقدر شیرین است. 
خدایا مرادریاب . با من باش. با ماباش.
خدایا میدونم که هستی خیالم راحته که حواست هست.
مهربان باشیم.

ادامه مطلب  

سمانه ی فرشته.هادی اهریمن.  

بچه ها رمز نداره.اما غم نوشتمه.خواهش میکنم هر کی که دوست نداره و دلش نمیخواد ناراحت بشه نخونه.چون من این پست رو با گریه نوشتم.خواهش میکنم اگر قراره بعدا شماهم گریه کنید نخونید.این پست پراز غمه.پراز مرگه.پراز درده.اگه حوصلشو ندارید نخونید.نمیخوام بعدش بگید به خاطر نوشته تو ما دپرس شدیم.

ادامه مطلب  

تو همانی که خود می گویی  

یکی گفت: فرشته، زیبا، موفق، امام زمان ، عباس 
دیگری : شیطان. ....
تو همانی که خود می گویی.
تو همانی که می اندیشی.
تاثیر کلمات و هوشمندی آب و هوشمندى این جهان 
از هر دست بدهی از همان دست می گیری.
دنیای انعکاس ...
ما رأیت الا جمیلا ، زیبا دیدن در اوج
یزید برد یا حسین(ع)
زیبا ببین در اوج 
 

ادامه مطلب  

عصرهای پاییزی  

همیشه عصرهای پاییز با این هوای گرفته و سرد و گاهی بادی برام پر از حس خوب بوده، آسمونی که گاهی
ابریه و دلش بارون میخواد ولی نمیباره، باد میاد و بخاری با شعله ملایم روشنه، این حس و حال رو دوست
دارم، شب های پاییزی که دیگه نگو عشق منه، پر از حس نوستالژیک بچگی و عاشقانه امروزی که با وجود
فرشته کوچولوی 19 ماهه شیرین تر و قشنگ تر میشه  
امروز عصر پاییزی من و دختری تو خونه دوست و همکار عزیزو مهربون سمیه برگزار شد، هدی و دختر نازش
هم بودن، سه تا دخترا تا

ادامه مطلب  

احمد شاملو  

از دست های گرم تو
کودکان توامان آغوش خویش
سخن ها می توانم گفت
غم نان اگر بگذارد.
      *    *    *
نغمه درنغمه درافکنده
ای مسیح مادر، ای خورشید!
از مهربانی بی دریغ جان ات
با چنگ تمامی نا پذیر تو سرودها می توانم کرد
غم نان اگر بگذارد.
      *    *    *
رنگ ها در رنگ ها دویده،
از رنگین کمان بهاری تو
که سراپرده در این باغ خزان رسیده برافراشته است
نقش ها می توانم زد
غم نان اگر بگذارد.
      *    *    *
چشمه ساری در دل و
                         آبشاری د

ادامه مطلب  

معرفی کتاب فصل پنجم سکوت  

فصل پنجم: سکوت؛ نوشته محمدرضا بایرامی؛ انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، تعداد صفحات:172این داستان در قالب پنج فصل برای مخاطبان گروه‌های سنی «د» و «هـ» نوشته شده است. نویسنده می‌کوشد تا مراحل زندگی یک جوان 17 ساله را از قبل از انقلاب تا پیروزی انقلاب را به تصویر بکشد. از فصل آغازین خواننده در می‌یابد که قهرمان داستان، نوجوانی است که در محلة جنوبی تهران یعنی نازی‌آباد به مدرسه می‌رود. اوضاع مالی خانواده مساعد نیست. پدر راننده کا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1