تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


گفتم گفت  

گفتم دوستت دارمگفت تکراریستگفتم همین را بلدمگفت تا باشد بیشتر بیاموزیگفتم من از دوست داشتن کمتر نمی آموزمگفت همه را به کیش خود مپندارگفتم کیشم عاشقي نیستگفت همین را می خواستم بشنوم عاشقيگفتم عاشقي نمی گویمگفت پس برو ای دوستگفتم می روم اما بدان تو برای دوست داشتن بودی نه عاشقيگفت من با کسی دوستی ندارم عاشقي می خواهمگفتم تو برای من دوست داشتنی هستی  نه عشق گفت پس تمام کن این خواست عشق اجباریگفتم به جرم عاشق کشی خداحافظ ای دوست

ادامه مطلب  

عاشقی تمام  

تصمیم گرفتم
رها شوم
از قید و بند آدم ها
 
خسته شدم
دوستی گفت غمگین به نظر میرسی
دیگر شاداب و سرحال نیستی
هر روز لاغرتر میشی
 
و من لبخندی تلخ زدم
و کمی در وصف پایان عاشقيم گفتم
 
بهت زده نگاهم کرد
و انگار از چشمانم خوانده باشد 
داستانی از خود گفت
 
به خود آمدم
اما ....
 
ادامه این مسیر برایم تنهایی است
و تنهایی بهتر از حضور هر کسی است
 
عاشقي تمام
تمام و تمام
 

ادامه مطلب  

کیمیا گشتی و...  

کیمیا   گشتی   و  آثار  تراجستجو باید فقط در ابرهابی نگه بر حسرت ما مردمانمی شوی چون جان ز چشم ما نهان؟!
بی کلام این دلربائی می کنیگر سخن گویی چه غوغا می کنی؟الکن آن باشد که چون ابزار منمستمند واژه و لوح و سخنتو به چشم و موی خود گویاترینی فقط دل، بلکه جان هم می بری!!
همچو  یک  لاله  به  دریای   چمنمی درخشی پیش چشم و روح من
همچو یک گلشن پر از غوغای روحمی نوازد بوی تو جان را صبوحزندگی با تو تهی از پیری استآدمی دایم به عهد شیری استتو   تمام  اصل  روح

ادامه مطلب  

 

زنگ زدم به پدرم و پرسیدم به جز نوافن و مفنامیک اسید و ژلوفن چه چیز دیگه‌ای برای دندون درد خوبه؟... گفت: یک قطره روغن ترمز! گفتم: روغن ترمز چی؟ گفت: فرقی نمی کنه. روغن ترمزها همیشه یکی هستند ... ایستادن و توقف همیشه یک شکلی دارد بر عکس حرکت... حرکت جهت و شدت و اندازه مختلف دارد... داشتم فکر می‌کردم یک قطره روغن ترمز چه بلایی سرِ دندانم می‌آورد که پدر گفت: حالا بگو، ببینم درد عاشقي بدتره یا درد دندون.... گفتم: خب معلومه عاشقي...دندون درد با هیچی هم خوب نش

ادامه مطلب  

نظریه2  

انسان ها موجودات عجیبی هستند...
برای اینکه بیشتر لذت ببرند حاضرند دست به هرکاری بزنند ...
خطرناک ترین آن کارها عشق است!
آدم ها خودشان را عاشق میکنند تا وقتی به معشوقشان رسیدند احساس لذت بیشتری بکنند
وگرنه کدام عقلی میپذیرد چندسال از بهترین سالهای زندگی ات را فدای کسی کنی که شاید هیچ حسی به تو نداشته باشد ، شاید کس دیگری را دوست داشته باشد ، شاید نباشد آن چیزی که تصورش را میکردی ، شاید ....
اصلا همین شایدها خسته کننده ترین قسمت عاشقي است !
پ ن: ما ک

ادامه مطلب  

عشق پاک  

گرتوازمن بشنوی باور نکن 
قصه عشقی که هجرانش نبود
من ندیدم درتمام عمر خود 
عشق وشوری را که پایانش نبود
این زمان معنای عشق ودلبری 
مشتبه گشته به اعمال دگر
هرکه تفسیری کند از عاشقي
ابتذال است یا که اغفال دگر 
عشق دیگر بازی هرکودکیست
کزنگاهی مست و شیدا میشود
عشق دیگردرته هربقچه ایست 
پیش هر بیگانه پیدا میشود
گرشنیدی قصه ای ازعشق پاک
بوده بی شک اززمانهای  کهن
عاشقي درقصه ها  ونامه هاست
درعمل فرمانبری   از اهرمن 
بی گمان عاشق بود اهل  کمال
چون د

ادامه مطلب  

یک عاشقی مزمن  

می دانی، عاشقي مثل یک خصلت ژنتیکی در ذات آدمی نهفته است!
من از آن دسته آدم هام که همیشه عاشق بوده ام! یعنی از وقتی یادم می آید همیشه آدمی بوده توی زندگی ام که بی دریغ دوستش داشته ام! شاید مسخره به نظر بیاید ولی هنوز سواد نوشتن الف را نداشتم که بودم عاشق علیرضا خمسه بودم، کمی بزرگتر شدم عاشق زی زی گولو شدم با آن گوش های تا به تا، بعدترش شیفته خاله ام بودم، تا این جا، ذات دوست داشتنم دوست داشتنی بود که فقط دلم میخواست برای فرد نامه بنویسم و بگویم چ

ادامه مطلب  

عاشقی  

عاشقي جرم قشنگی ست مرا دار نزن شده ام عاشق تو، عشق مرا جار نزنای که از راز دل عاشق  من با خبریعشق پنهان مرا تهمت انکار نزنشده ام بسته به عشقت ،به یقین میدانیپس تو هم قلب مرا زخمه بسیار نزنخواستم تا که شوم عاشق شیرین صفتتعشق شیرین مرا ، مهر خریدار نزنعاشقم باش عزیزم تو نگو عشق خطاستبه خطا زخم براین عاشق تبدار نزنمن که دیگر شده ام عاشق و دلبسته توتو بیا سنگ به این خسته بیمار نزن

ادامه مطلب  

باران...  

تلنگر میزند امشب
کسی بر سقف این خانه
تویی باران؟
تویی مهمان ناخوانده
بزن باران !
تو هم زخمی بزن بر زخم این خانه .
بزن آهنگ زیبایت
صدای چک چکه سازت
میان کاسه خالی
شکنجه میکند امشب
من تنهای زندانی
تو ای باران
از این ویرانه دل بگذر
یقین بیرون این خانه
هزاران دل هوای عاشقي دارد

ادامه مطلب  

 

بیچاره پاییز دستش نمک ندارد...این همه باران به آدم ها میبخشد اما همین آدم ها تهمت ناروای خزان را به او میزنند.خودمانیم ...تقصیر خودش است ....بلد نیست مثل بهار خودگیر باشد ...تا شب عیدی زیرلفظی بگیردو با هزار ناز و کرشمه سال تحویلی را هدیه دهد ...سیاست تابستان را هم ندارد که در ظاهر با آدمها گرم و صمیمی باشد ولی از پشت خنجری سوزناک بزند.بیچاره .....بخت و اقبال زمستان هم نصیبش نشده که با تمام سردی و بی تفاوتیش این همه خواهان داشته باشد .او پاییز است رو

ادامه مطلب  

رمان قصه عاشقی من  

دانلود رمان قصه عاشقي من
نویسنده : elahe1129 کاربر رمان فوریو
تعداد صفحات : 141
خلاصه رمان :
سماء دختریه که به سوارکاری خیلی علاقه منده ولی پدرش باهاش مخالفت میکنه...
اما سماء کوتاه بیا نیست و بدون اطلاع پدر و مادرش میره به باشگاه سوارکاری و.....
 
مبلغ

ادامه مطلب  

تمام شد  

لیلا دوباره قسمت ابن السلام شد
عشق بزرگم آه چه آسان حرام شد
 
می شد بدانم این که خط سرنوشت من
 از دفتر کدام شب بسته وام شد؟
 
اول دلم فراق تو را سرسری گرفت
 و آن زخم کوچک دلم آخر جذام شد
 
گلچین رسید و نوبت با من وزیدنت
 دیگر تمام شد ، گل سرخم! تمام شد
 
شعر من از قبیله ی خون است. خون من
 فواره از دلم زد و آخر کلام شد
 
ما خون تازه در تن عشقیم و عشق را
 شعر من و شکوه تو رمز الدوام شد
 
بعد تو باز عاشقي و باز... آه نه!
این داستان به نام تو اینجا تمام شد!
 
 

ادامه مطلب  

صداقت وراستیت  

اسلام دینی فطری است و راستی نیز خواست فطرت است، پس این دو پیوندی ناگسستنی دارند و در روایات اسلامی با تعابیر گوناگونی بر راستگویی مسلمانان تأكید شده و آن را از اصول ایمان و تدین به حساب آورده اند. رسول اكرم (ص) می فرماید: «الصّدْقُ مُبارَك وَ الكِذْبُ مَشْؤُومٌ» راستی، مبارك و دروغ نامیمون است. با همه‌ قداست و ارزشی كه راستگویی دارد، باید توجه داشت كه گاهی راستگویی مایه دردسر، ضرر و فساد می گردد كه از دیدگاه اسلام كاری نادرست و ممنوع است؛ زی

ادامه مطلب  

سراب  

درســــــــراب زندگـــی جامانـده امپــــــای یک دلـــدادگی ایستاده امپـــــای آن نقش دلــی دلـــــداده امکــــه نگـارش من نبودم جامانده اممن خریدارنگاهی بودم وجامانده ام..باهمه دلدادگی وزنگاه گرم اوجامانده امدرسراب عاشقي بابی دلی جامانده امدرسراب بی کسی،درزندگی تنهای تنها مانده ام...

ادامه مطلب  

قم که بارون نیومد  

قم که بارون نیومدتن بود و جون نیومد انگار که زندگونی به این جهون نیومدعمری چش انتظارمافسوس که اون نیومددلم رو سر بریدمیک قطره خون نیومدچه روزگاری داریمگل به دورون نیومد سفره هامون وا موندهولی مهمون نیومدهر کی که عاشقي کردیه روز شادون نیومد السون و ولسونگل پری جون نیومدصیدیم و مونده در دامصیادمون نیومدآب خوشی به کامخرد و کلون نیومدهر که یه جور می نالهاین چی شد؟اون نیومد!باغانی دل شکست ودلبرمون نیومد!

ادامه مطلب  

شادمهر عقیلی - تجربه کن  

 
دستتو ول میکنم اگه میتونی برو یه قدم تجربه کن بی من این آینده روبعد من هر کی بیاد من ازش عاشقترمبعد من هر کی بیاد من ازت نمیگذرم
تو نمیتونی بری وقتی عاشقي هنوزهر چی از تو بشنوه به خودم گفتی یه روززندگی کردم تو رو تا نگاه آخرتمن همین نزدیکیام یه قدم پشت سرت (2)
بعد من هر کی بیاد باید از من بگذرهتا کجا باید بری تا منو یادت برهرفتنت عذابته خاطرات با کیههر چی تجربه کنی بعد من تکراریه

ادامه مطلب  

طوفان تندپاییزی  

به نام خدا 
سلام شبتون بخیر هم اکنون از قزوین شهر تاریخی و زمانی پایتخت صفویه،دارم با شما حرف میزنم ...  میگن تهران داره برف میاد .....ولی هر چی باد تند و سرد و استخوون سوزه میاد اینجا .....الانم سالن مطالعه ام ینی باورتون میشه من تا الان نخوابیدم ....سلطان خوابم منا....غیر ممکن بود نخوابیدن من.....اخ اخ من چه کنم با این درد رمان خوندن ....از عشق و عاشقي خوشم نمیادا .....از زندگی اجتماعی مردم ک رنگی از تلاش و ازادگی داره خوشم میاد و اگ رمانی صرفا عشقولانه و

ادامه مطلب  

جای دوری نمیروم  

جای دوری نمیروم ؛کمی تا پشت پرچینها یا دورتر ؛برای درختی آواز بخوانم ؛که مشتش در هوا گره خورده ؛و سالها پیش مرده است !جای دوری نمیروم میروم عاشقي کنم ؛حتی با درختی مرده ؛که پنج انگشتش هنوز آسمان را چنگ میزند !جای دوری نمیروم .....!
 

ادامه مطلب  

زندگی  

زندگی چیست؟ زندگی فقط  خودتی خود خودتی خودی که باید اروم باشی فکربد را بریزی تو سطل اشغال اروم کنی خودت را خودت را عاشق کنی خودت  بسازی خودت را باور کنی زندگیت را باور کنی باورکنی که عاشقي عاشق عاشق عاشق زندگی فقط همین کل زندگی خودتی خود خود خودت

ادامه مطلب  

پرستش  

کسی رو دوست داشته باش
که عاشقت باشه
عاشق بودن یعنی تو رو همونطوری که هستی
با همه بدی هات
خوبی هات
دوست داشته باشه
 
سعی نکنه هر روز تغییرت بده به اون چیزیکه خودش دوس داره
 
به آزادیت
شخصیتت
هویتت
احترام بزاره
 
تو رو باور داشته باشه
 
تو رو پر کنه از عاشقي
اونقدر که غرق شی در عشقش
و رنگ نگاهت هیچکس دیگه رو نبینه
 
کسیکه سرمست بشه از بودنت
از حضورت
و هیچوقت برای داشتنت دست از تلاش نکشه
 
حتی وقتی پیر شدی 
بازم برای به دست آوردن دلت تلاش کنه
 
آخ که

ادامه مطلب  

دیر کردی نازنینم کم کم آذر میرسد...  

دیر کردی نازنینم کم کم آذر میرسد عمر آبان ماه هم دارد به آخر میرسد فرصت از کف میرود، امروز و فردا تا به کی؟ فصل عشق و عاشقي هم عاقبت سر میرسد برگهای دفتر پاییز سرخ و زرد شد آخرین برگ سفیدِ کهنه دفتر میرسد زودتر برگرد تا وقتی بجا مانده هنوز میرود پاییزِ عاشق، فصل دیگر میرسد مهر و آبان طی شدند و نوبت آذر رسید نازنینم زودتر، سرما سراسر میرسد این هوا با عاشقان چندی مدارا میکند فصل سرما، زوزه ی باد ستمگر میرسد یک نفر با یک خبر ای کاش امشب میرسید

ادامه مطلب  

عشق  

مینا امشب حالش بد بود
مدام کارای احمقانه میکرد
جوری ک دلم میخواست بزنمش
عشق یعنی چی؟؟
حال بدتو ببینه و کاری نکنه
بدونه دلت داره پر میزنه برای حرف زدن باهاش
و به راحتی خودشو ازت دریغ میکنه
بعدم انتظار داره
بهش اعتماد کنی
شک نکنی ب خودش ب عشقش
و ادعای عاشقي داره
و میگ عاشقته
پا بزاره رو شخصیتت
شخصیتی ک خودت ساختی خودت براش تلاش کردی
چرا باید ی ادم ک قدمتش کمتر از خودته 
اینقد بشه همه ی دنیات
ک بعد ی مدت بفهمی از تموم خودت هیچی نمونده
هم حرمتا میش

ادامه مطلب  

دیر کردی نازنینم ............  

دیر کردی نازنینم کم کم آذر میرسدعمر آبان ماه هم دارد به آخر میرسدفرصت از کف میرود، امروز و فردا تا به کی؟فصل عشق و عاشقي هم عاقبت سر میرسدبرگهای دفتر پاییز سرخ و زرد شدآخرین برگ سفیدِ کهنه دفتر میرسدزودتر برگرد تا وقتی بجا مانده هنوزمیرود پاییزِ عاشق، فصل دیگر میرسدمهر و آبان طی شدند و نوبت آذر رسیدنازنینم زودتر، سرما سراسر میرسداین هوا با عاشقان چندی مدارا میکندفصل سرما، زوزه ی باد ستمگر میرسدیک نفر با یک خبر ای کاش امشب میرسیدمژده می آو

ادامه مطلب  

 

اگر روزی صاحب دختری شوم به او یاد میدهم که 
موهایش را بلند بگذارد
 زیرا تمام اعتماد به نفس دختر به موهای بلندی است که
پشت گوش هایشان بزند و وقتی پشت میزش مینشیند روی شانه هایش بریزد
من یک روز به او یاد میدهم که
 دنیای زنانه پر است از دلخوشی های کوچیک ، مانند آرایش،لاک،کفش های پاشنه بلند
زنها به طرز عجیبی حوادث زندگی را به یاد دارند ،
حالا فکر کن این همه دلخوشی کوچک هم نبود که از یادشان ببرد .
من یک روز به دختر کوچکم یاد میدهم که
 یک عاشق  باشد ،

ادامه مطلب  

چله‌ نشینی حسینی  

ما نه صوفی هستم نه درویش و مرتاض، ما عاشقيم، عاشق! کربلا معرکه عاشقان کشان بود. کارزاری برای نشان دادن ارادت و خلوص به عشق و معشوق، قرن‌ها است که این رسم عاشقي را شیعیان علی(ع) برای حسین‌اش برپا می‌کنند و ذره‌ای هم کوتاه نمی‌آیند.
هر سال که محرم می‌شود، آن بساط عشق و عاشقي دوباره پهن می‌شود، نه این که جمع شده باشد، این سفره عاشقي به حسین(ع) همیشه پهن است، ما را دور خودش جمع می‌کند، تلنگری دوباره می‌زند به روحمان تا این روح خود را بازیابد.
ع

ادامه مطلب  

عاشق که باشی…  

عاشق که باشی، دست خیالش را می‌گیری، می‌بری شهر را ببیند،عاشق که باشی خاطره‌هایش را می‌ریزی توی جیب‌هایت، هر چند دقیقه یکی‌شان را می‌چشی...عاشق که باشی مزه‌ی خاطره‌هایت شور است!عاشق که باشی همیشه پاییز است،عاشق که باشی،دنیایت سفید است و سیاه!عاشق که باشی…راستی عاشقي ؟
 
حامد نیازی

ادامه مطلب  

شادی , غم  

مهم ترین چیزی که یک انیان میتواند خلق کن شادیست .زیرا دنیای اطراف ما به اندازه تمام وسعتش غصه و اندوه برای ما فراهم نموده است .و آدمی هرچه بیشتر میفهمد و از لحاظ سنی هم بزرگتر میشود ناخواسته بر غم و اندوهش افزوده میشود .تا هنگامی که کودک است نگرانی اینکه زمانی مادر نباشد.در نوجوانی نگرانی و اندوه اینکه روزی پدر نباشد .در دوران جوانی غم تنهائی و شاید عاشقي .عاشق که شد و ازدواج کرد غم فردای همسر و خانواده .بچه دار میشود دغدغه و هم وغم بزرگ کردن و

ادامه مطلب  

شیــــــــــــــــدا(395)غزل بخوان  

 
غزل بخوان
 
دراین غروب بی کسی دلا کمــــی غزل بخوان
 
بزن  به  ساز عاشقي  به عالمــی غزل  بخوان
 
بگو به موسم خزان ، که  رنگ غـــم  گرفته ای
 
دراین ســــرای غم بیا  تو هم دمی غزل بخوان
 
نشین  به کـــــوی عاشقان  بگو به باد زجه  زن
 
از این هجوم ســــــردخودچو آرمی غزل بخوان
 
به  آن  نگـــــارِ  دل  غمینِ   منتظر  بگــــو   دلا-
 
نده امید خود زکف ، به هــــر غمی غزل بخوان
 
که رسم عاشقي  شده  فراق یار و بی کسی
 
سرشک دیده کن عیـان به هرنمی

ادامه مطلب  

 

هوای دلم ی جوری شده ک دوست دارم مثه شمال یا همش ابری باشم یا هی بارونی ...
نمیگم لعنت ب این زندگی چون بنظرم زندگی قشنگه درسته مثه خیلیا عاشقي ندارم یا حتی سفرای رنگا و وارنگ و خرجای آنچنانی ولی همینکه صب ب صب با دوستم تو سرویس حرف میزنم یا اینکه بارون میزنه ب شیشه ذوق میکنم یا حتی اینکه میتونم برگای رنگی رنگی پاییزو ببینم خودش برام کلیه فقط مساله اینجاس این حجم عظیم تنهایی یکم زیادی بزرگه واسم حس میکنم شبیه انباریم ک جای بیشتری واسه انبار کردن

ادامه مطلب  

کل من کافری کردی بسوزی  

گُل من کافری کردی بسوزی

 

به حالم عاشقي کردی بسوزی


تو کافر هستی و مذهب نداری

 

به حقم کافری کردی بسوزی


تو که خون کرده ای دلهای عاشق

 

رُخت را گلناری کردی بسوزی


نچیدم یک گلی من از لبانت

 

لبت سرخ و گلی کردی بسوزی ج


هزاران بوسه دادی بهر دشمن

 

با بوسه عشق بازی کردی بسوزی


گل حنا زدی بر روی زلفات

 

با زلفت طنازی کردی بسوزی


برای بردن دلهای عاشق

 

همه جا دلبری کردی بسوزی


نشستی در بر رقیب صالح

 

لبت را عنابی کردی بسوزی
 
شاعر صالح سید یو

ادامه مطلب  

تو  

وقتی در آن جنون شبانه مرا به نام کوچک صدا کردی! احساس پیامبری را داشتم که به رسالت چشم هایت برگزیده شده است !گفتی تو شدن لیاقت می خواهد.گفتی اعتراف نکردم به عشق تو! می دانم !می دانی ؟اعتراف به عشق تو جنون می خواست!اما من در جدال عقل و عشق تو را ازخود عاقل تر دیدم!من یک قدم تا جنون فاصله داشتم!تو اما نا گهان ایستادی!و گفتی این پایان راه است!تو از او گفتی؟از او !ومن هم از او!تو حق داشتی...ولی من اما چرا به جای از تو گفتن از او گفتم؟می دانی ؟من خام عشق بر

ادامه مطلب  

توضیحات وبلاگ هانیه  

۰♥۰♥_____♥۰♥۰,*-:¦:-*✘✘_۰♥۰۰۰۰♥___♥۰۰۰۰♥۰,*-:¦:-*۰♥۰۰۰۰۰۰۰♥۰۰۰۰۰۰♥۰,*-:¦:-*۰♥۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰♥۰,*-:¦:-*_۰♥۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰♥۰,*-:¦:-*___۰♥۰۰۰۰۰۰۰۰♥۰,*-:¦:-*_____۰♥۰۰۰♥۰,*-:¦:-*_______۰♥۰,*-:¦:-*_____۰,*-:¦:-*____*-:¦:-*_____۰♥۰♥____♥۰♥۰__*-:¦:-*____۰♥۰۰۰۰♥___♥۰۰۰♥۰_*-:¦:-*____۰♥۰۰۰۰۰۰۰♥۰۰۰۰۰۰♥۰_*-:¦:-*____۰♥۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰♥۰__*-:¦:-*____۰♥۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰♥۰____*-:¦:-*____۰♥۰۰۰۰۰۰۰۰♥۰______*-:¦:-*_____۰♥۰۰۰♥۰_________*-:¦:-*____۰♥۰______________,*-:¦:-*
در عرض یک دقیقه می شه یک نفر رو خرد کرد...
در یک ساعت می شه

ادامه مطلب  

آداب عاشقی  

یکی سرش را می‌تراشد و ... شرم دارم بگویم، آن دیگری آنچنان لباسی می‌پوشد که پنداری مانکن است و آن یکی دیگر همراه با جماعتی در آیین سوگواری آنقدر افراط می‌کند و بالا و پایین می‌پرد که گویی... نقل ما و اینگونه آدم‌ها، نقل پشت بام است که یکی از آن ور پشت بام می‌افتد دیگری از طرف دیگر آن پرت می‌شود پایین.
هر کاری رسم و رسومی دارد و آیین و آدابی که باید آموخت، به ما از همان کودکی‌مان آموختند، آموختند که محرم، حرمت دارد، کرامت دارد، عزیزش باید بدار

ادامه مطلب  

دل خون دیده خون دلبر ودلدار نداری  

دل خون، دیده خون دلبر و دلدار نداری

 

 


 

 

ای کاسه خون، غرقه به خون یار نداری


چشمت شده پر خون ز هجر رُخ دلدار

 

 


 

 

چشمت به در و فرصت دیدار نداری


از درد فراق اشک میریزی مثل بارون

 

 


 

 

دریا شده دامن و دگر اشک گهربار نداری


عاشقي و دوری یار طاقت دل برد

 

 


 

 

عاشق شده ای طاقت اقرار نداری


همه با یار گل اندام به تماشای چمنزار شدن

 

 


 

 

ای عاشق مسکین تو تماشاگه و گلعذار نداری


ای دل غمدیده بکن ترک من و یار ج

 

 


 

 

دل و دل هی

ادامه مطلب  

ترانه: ابراز وجود  

رویا ها رو میسازیم ما     به دنبال خوشبختی میگردیم ما
زندگی ما پر از شادی و خنده است
نمیدونم چرا عشق    یه بازی کشنده است
ابراز وجود میکنه دلم با تو     نگاهم میفهمه عاشقي رو با تو
رویا ها رو میسازیم ما          به دنبال  خوشبختی میگردیم ما
دنیای ما پر از شادی و شوقه      هیچ نفرتی بین ما نمیمونه
هوای تو رو دلم میخواد            دلم همیشه رویا میخواد
 

ادامه مطلب  

ترانه : اواز مبهم  

صدای تیک تیک ساعت     صدای نفس های خسته ات
این پاها دیگه نای رفتن نداره   این نگاه دیگه عاشقي ازش نمیباره
من قانون عشق رو شکستم     من به اخرین نامه ات نگاه نکردم
صدای ساز و تلخی قهوه       شده تنها مرحم این دل شکسته
تو کجایی که ببینی                زندگیم بی تو چه پوچه
صدای تیک تیک ساعت             صدای نفس های خسته ات
این پاها دیگه نای رفتن نداره        این دلم دیگه انگار از زندگی سیره
نمیدونم تو بازی زندگی               به چه راهی میگریزم
سرنوشت دست خ

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1